اشک پر
کنار علاالدین نشسته بودیم و از کودکیش میگفت، اینکه با پاهای یخ، وقتی به خانه میرسید، میپرید زیر کرسی و گرم میشد و اینکه سالهاست دیگر دست و پای یخ به سراغش نیامده اند. زندگی شهری اجازه این مواجهه را نداده است.
به او گفتم، تقریباً هر شب زمستانی،هنگام رکابیدن ، با پاهای سرد کرخت شده، به منزل میرسم.
گاهی دستانم آن چنان یخ میشود که کسی که با من دست میدهد، مور خورش میشود.
من هنوز با طبیعت وحشی انسانی خداحافظی نکرده ام.
و این نوع زندگی چه کمکی به من میکند؟
اینکه با گذشته تکاملی انسان، هنوز در پیوند باشم، نوعی از جهان بینی را بر من میبخشد که نگاهم به خودم، دیگران و جهانم متفاوت از بقیه میباشد.
گویی
من همچون فردی هستم که زبان فارسی را بلد است، پس میتواند، لذت و نصیب و بهره های لازم را از اشعار گذشتگان تا هزار سال!! پیش را ببرد و دیگران حضم شده در دنیای جدید، چون کودک در فرنگ متولد شده و بیگانه با زبان. او دیگر بهره ای از آن زبان نخواهد داشت.
این سبک زندگی سختی ها، خطرات ، رنج ها را به گونه ای که انسان و بشر امروز میبیند، نخواهم دید.
۲.
نمیدانم تا به حال به اشک دقت کرده اید یا نه!
چند مدل دارد.
چشم تر کن،
جاری چون جوی
جاری چون رود
پرتابی تو پر.
هر کدام اینها ارتباط مستقیمی با جذابه زمین دارند.
پرتابی تو پر، حالتی است که آب چشم به سرعت به اندازه یک قطره میشود و از چشم به بیرون پرتاب میشود.
راستش این نوع اشک را بسیار دوست دارم.
در سرمای سرد زمستانی، بر روی دوچرخه با باد سرد مخالف،
از چشم، چنین اشک های تو پری بیرون میریزد.
@parrchenan
سخنان مهر آیین
پر از احساس و پر از هیجان بود
مثل همه انسانها
اتفاقاً نوع و تیپیک سخنرانی او را با سخنرانی ملکیان قیاس میکردم
که تقریباً صد در صد عقلانی است.
جنس سخنرانی اول را بیشتر میپسندم
چرا؟
به مفهوم کلی انسانی نزدیک تر است.
انسان یعنی منطق، عقل، عاطفه ، احساس، هیجان و
سخنرانی که از همه اینها داشته باشد
به انسان نزدیک تر است. سخنرانی در قامت انسان است.
سخنرانی ملکیان، پیرامون ایماژ دارد که برایم لذت بخش بود.
ایماژ زندگی چون رقص را بسیار پسندم.
حسن این ایماژ آن است که مفهوم در لحظه زندگی کردن را با زبانی ساده بیان میکند.
@parrchenan