کاپشن زمستانی قدیمی دارم که بیش از ده سال است که می‌پوشم. کاپشنی است با جیب های بزرگ. کتابی که در حال خوانش باشم را در یکی از جیب‌های آن میگذارم و میتوانم در تمام روز آن را با خود حمل کنم و اگر فرصت داد مطالعه کنم.
کتاب در جیبم بود و در کافه بودم و وقت حساب رسید. نزدیک صندوق که رسیدیم، صندوقدار پرسید: کتاب می‌خوانی؟ پاسخ مثبت دادم و مختصری پیرامون کتاب توضیح دادم. او هم از زیر صندوق، کتابی که مشغول خوانشش بود را بیرون آورد و نشانم داد.
گفتمان عزیزی بود.
اینکه گاهی گوشه آنچه محبوبمان هست را بیرون بگذاریم تا هم محبوب ها، هم را در یابند.
نام کتابی که در جیبم بود، زندگی پنهان ذهن، نوشته ماریانو سیگمان ترجمه‌ی ماندانا فرهادیان ، نشر نو.
کتاب با ترجمه ای خوب و‌ ویرایشی فاجعه بار است.
 و پیرامون ذهن و تفکر و خواستگاه آگاهی بشر است. به امر زبان، واژه و کلمه و اثر آن بر زندگی می‌پردازد.
 اینکه گاهی، ذهن دیر تر از بدن متوجه ماجرا می‌شود و این حرف دلیل علمی پیدا میکند که وقتی  از کسی می‌پرسی چرا؟
پاسخ دهد، چون قلبم گفت!! اتفاقاً از معیاری علمی برخوردار میشود!!
کتاب، دلایلی تکاملی برای خوش بینی و بدبینی بیان میکند.
 برشی از کتاب:
«... این خوش بینی نیروی محرکه پشت پرده ی عمل، ماجراجویی و ابداعات است بدون خوشبینی هرگز قدم بر ماه نمی گذاشتیم. همچنین خوش‌بینی به طریقی نسبتاً کلی سلامتی و رضایت بیشتر از زندگی را سبب می شود، میتوانیم خوش بینی را نوعی دیوانگی خفیف بینگاریم که ما را به سوی انجام کارها هل دهد که در غیر این صورت انجام نمی دادیم بدبینی روی دیگر سکه  بی‌عملی و در حالت های مزمن به افسردگی می انجامد.  بیشتر مادران خاطره محو و مبهم از درد زمان زایمان دارند این فراموشی گزینشی سازوکار خوشبینی را به روشنی به تصویر می کشد..»
بحثی جدی پیرامون اخلاق دارد که با تغییر  قرار دادن کلمه و تغییر مفهومی جمله، موضوعات اخلاقی و قضاوت های ذهنی ما را دچار شبه جدی میکند و حتی فایده گرایی و وظیفه گرایی انسان ها، با تغییر زبان تغییر میکند.
کتاب بخش های هیجان انگیزی دارد اینکه دانشمندان  با کسی که به کما رفته و زندگی نباتی پیدا کرده‌ است، چگونه ارتباط بر قرار کرده اند!!
کتاب چند تَرَک جدی بر باورم انداخت:
اینکه شهودی گری و زبان قلب، چگونه کار میکند و می‌تواند از منطق مهمتر باشد.
اینکه علف  و شاهدانه، آنگونه که گفته شده آثار ندارد
اینکه کلمه و زبان چقدر در ساختار ذهنی و باور و کردار های ما نقش آفرینی می‌کنند.
اگر عدم ویرایش و وجود جمله بندی های فاجعه بار، شما را اذیت نمیکند، پیشنهاد خوانش آن را دارم.

@parrchenan