ممد افغانی
در شبان تهران آنچه بیداد می کند ظلم است.
از آن کارگری که در دپو جاده دماوند در میان سرما و انبوه کامیونهایی که آمده اند نخاله های ساختمانی خالی کنند بدنیال چیزی برای فروختن می گردد تا زنانی که مست از خانه های انچنانی خارج می شوند و روزی( شبی) خود را از تن فروشی بدست می آورد( باید بیدار بود تا دید)
2.زبان و فرهنگ بین الملی چیست؟اصلاً چنین چیزی داریم؟
یک روز مهمان کارگران افغانی بودم و آنان داشتند تلوزیون تماشا می کردند . در این هنگام تلوزیون داشت گله و سگان گله و زندگی عشایری ایران را نشان می داد. متوجه نگاه عمیق شده آنان به صفحه تلوزیون شدم. گویی آنان داشتند به مردان و کودکان و زنان قوم وخویش خود نگاه می کردندآنچنان در خیال خوش بودند که گویی در سرزمن خود تنفس می کند. اما حیف که تصاویر عشایر کنار رفت و دوباره غم غربت در دلشان جان گرفت.
جواب سئوال بالا را فکر کنم دادم.

با ممد صحبت می کردم مسن ترین کارگر افغانی با 34 سال سن.
گفتم چند تا بچه داری؟ – گفت 4 تا
گفتم چند سال دارند؟ با دست اندازه قدشان را نشان داد( حتی نمی دانست چند سال دارند.نگاه کنید جهل و فقر چه به روز آدمی میآورد گویی سخن مارکس که دم از جبر تاریخ می زد حقیقت دارد. زمانی هرات قلب فرهنگ و اندیشه جهان بود و امروز چنین مردمی را پرورش داده)
دلت برای کودکانت تنگه نمی شود؟
-چیرا خیلی بعضی وقتها که این خردکان( کودکان) را در خیابان می بینم دلم برایشان می گیرد.
چه غمی در چشمش لانه کرده بود و آتش هیزم آن را نمایان می ساخت.
در خیابان که هستید مراقب باشید شاید با ناز کردن کودکتان دل رنجوری را برنجانید

3.این لاست هم برای ما دردسر شده. قسمت ابتدایی معرفی آقای اکو چنان تکانی داد مرا که هنوز گیجم.گیج سرنوشتی که ما بر خودمان رغم می زنیم.
4.دمت گرم و سرت خوش باد.دوست داشتم بپرم تلوزیون رو ماچ کنم وقتی که اردغان حرف زد.
نمونه امروزی و اسلامی شده گاندی و ماندلا را من در حزب فضیلت ترکیه می بینم و امیدوارم که ما هم چنین احزابی و سرانی داشته باشیم.( دیگه این موضوع رو کش نمی دم)
مقایسه کنید کار ایشان را با ریس جمهور کشورمان. کدام تاثیر گذار تر و کدام عمیق تر بود؟