ادامه
گفتگوی مجازی میکنم، چرا دید و بازدید رفتی؟ چرا به دیدار مادربزرگ مسن بیمارت رفتی؟
یا پاسخی نداشتند و سکوت بود، یا گفتند، دلم یهو خواست و رفتم.
اجازه دهید با این مقدمه و چند ساعت گذشتن از تحویل سال، پست پیشین را پی گیرم.
ما از هنر، از شعر هزار سال پیش چه میخواهیم؟
تنها حظی زبانی و حظی هنری و تمام.
آیا این سخن عطار
هرچیز را زکاتی ست، زکات عقل اندوهی ست طویل! تذکرة اولیاء/
را میتوان اینجهانی و مدرن، تفسیر کرد؟
با مادرم پیرامون این جمله و آن دیالوگ وارد گفتگو میشوم.
میگویم، فکر میکنی من دوست نداشتم هنگام تحویل سال، مادرم را، در آغوش گیرم، ببوسمش؟
اما نکردم. و این مرا اندوهناک کرد.
فکر میکنی دوست نداشتم به دیدار عزیزانم بروم؟
اما نرفتم، و این مرا اندوهناک کرد.
آیا با عید ۹۹ شادم؟ نه چون کرونا آمده و دوستان و همشهری و هم وطنی ها و هم جهانی هایم را میدزدد، میرباید. و این مرا اندوهناک کرده است.
آیا این اندوهناکی میتواند ملاکی برای تعقل ورزی باشد؟
مادرم حرفی از شمس می آورد که آدمهای والا اندوهناکند. چالش کردمش. گفتم در این فضای مبهم و کلی که از شمس آوردی، امکان تفکیک و طبقه بندی افسردگیِ خُلقی از اندوهناکی نیست. اما در سخن عطار یک نشانه وجود دارد. یک عیار حضور دارد.این که پس از اندوهناکی از خود بپرسی، چرا اندوهناکم؟ و اگر پاسخت، دلیلی عقلانی داشت، عقل پسند و خردمندانه بود، پس راه را درست رفته ای.
در موضوع قرنطینه و عدم دید و بازدید، تو هر چه اندوهناک باشی، گویی انسان تری.
آیا عقلانیست من با قداره ای به خون نشسته به دیدار عزیزترین کسانم بروم؟ چون عاطفی هستم، چون دلم خواست، چون ... آیا دلیل و حجتی میشود؟ خیر. یک نه قاطع.
عیار اندوهناکی، در این برهه از زمان و فکر کنم در همه زمانها نشان میدهد در کجای تعقل ورزی، خرد گرایی، انسانی بودن هستم.
برای یافتن این سؤال که آیا اندوهناکیم ناشی از خرد و عقل است یا نه، نیاز به دیالوگ ( گفتگو با دیگری) و مونولوگ ( گفتگو با خود) است و این هر دو پسندیده.
لطفاً با این عیار خود و اکنونمان را بسنجیم.
@parrchenan