مراقب خودت باش
افکار روزگار کرونا
در پست های پیشین نوشتم، بزنگاه ما ایرانیان است. این که، کرونا، تنگه عبور ما به سمت سکولاریسم است.
حال شواهدی برای این عبور، پیدا کرده ام. عبوری خود خواسته و تکوینی و تاریخی، مانند رشد و نُمو مثلا یک انسان از نوزادی تا جوانی. یکهو و آنی و شُکی نیست( مثل کشف حجاب رضاشاهی)، سیر تکوینی و رشد تاریخی گویی دارد.
معتقدم زبان، مهمترین عنصر انسانی است چرا که با آن قصه میگویم. چرا که خواستگاه آگاهی انسان، گویی، زبان است.
و این نشانه را از زبان تازه مرسوم شده این روزها کشف کرده ام.
بیشتر مردم، شهروندان، هم وطنان، در پایان دیالوگ های خود، خواسته یا ناخواسته، چه سبقه مذهبی داشته باشند، چه غیر مذهبی، این عبارت را به معنای پایان دیالوگ و گفتگو خود لحاظ میکنند:
مراقب خودت باش.
و عبارت های دیگر چون خدانگهدار که در واقع دعایی است با این جمله پردازی: خداوند نگهدارند تو باشد و خدافظ با این جمله پردازی: خداوند حافظ تو باشد، از دیالوگ ها حذف یا کم رنگ و یا توأمان با اولی( مراقب خودت باش) شده است.
مراقب خودت باش، یعنی تو، تویی که نامت مجید و اکبر و فاطمه و نیلو و سمیه است، خودت، خودِ تو، مراقب باش، یعنی مثلاً دستانت را بشور، ماسک بزن، قرنطینه باش،و...
و همه اینها افعالیست که به خودِتو و مسیولیت پذیری خودت نسبت به خودت مربوط است، یادمان باشد که در این موضوع من اگر مراقب خودم باشم گویی مراقب تو_دیگری نیز بوده ام و در واقع مسئولیت خودم نسبت به تو_دیگری را هم ایفا کرده ام.
در روزگار پس از جمله خدا مرد نیچه که از آن فهم مسئولیت فرد، نسبت به خود و جهانش مراد میشود، اینک ما ایرانیان در حال مراقبت از خود و در نتیجه مراقبت از دیگری، و پذیرفتن این مسیولیت سنگین و دلهرهآور هستیم. شاید این روزها و کرونا آمد تا به ما نشان دهد این چه مسئولیت سخت و دلهرهآور و پر تلاطمی است. کافیست به احوال خود در روزگار قرنطینه فکر کنید، به عصبانیت و خشم ناشی از سفر رفتن دیگران، کم کاری ها، بی مبالاتی ها و...
و ترس و اضطرابی و خشم و غمی... که دچار آن میشویم.
مراقب خودت باش، کاملا عملی و عملیاتی و عینی است. با هیچ مفهوم انتزاعی و آن جهانی سر و کار ندارد. داستان سرنوشت و تقدیری در آن نیست. هم بازیگری و هم کارگردان و به قول قدیمی ها، ریش و قیچی دست خودت است، پس مراقب خودت باش.
اما در خداحافظ یا خدا نگهدار، تو بازیگری و کارگردان فراجهانیست.
تو قرار است بازیگر سرنوشت و تقدیرت باشی و نه بیشتر. مسئولیت سنگین و دلهرهآور تو و دیگران را موجودی آن جهانی بر دوش میکشد و تو فارغ از مسیولیت خود و دیگری هستی و فقط باید در قالب دعا از او بخواهی نگهدارت باشد. مفاهیم انتزاعیست و تو کاری از دستت بر نمی آید جز دعا کردن. پس خدانگهدارت و خداحافظت.
این روزها همه چیز، از تلویزیون ملی تا تلویزیون ماهواره ای، از سروش تا تلگرام، از درب بسته مساجد، تا درب بسته منازل، از بسته بودن حرم ها تا بسته بودن سینماها و مراکز، به تو یک چیز را یادآوری میکنند، مراقب خودت باش که در بطن آن یک سخن دیگر نیز دارد: تا مراقب دیگری باشی و این یعنی همه مسئولیت من و دیگری بر دوش تو است.
و دیگر حافظ و نگهدارنده، مسئول نیست.
یعنی حتی مساجد و حرم ها نیز کارکردی سکولار یافته اند. بسته شده اند تا به تو مسئولیت مراقبت از خود و دیگری را شیر فهم کنند:
تو مراقب خودت هستی، بفهم.
در حاکمیتی دینی، نهادهای دینی، امری سکولار را ترویج میدهند!!! و حیران از این تغییر نقش و بازی که هزار سال چیزی دیگر بود. یا حتی هزاران سال، حرفی دیگر میزد.
تو، مراقب خودت هستی.
بلی، سنت گرایان به درستی کتاب اصلی پزشکی را سوزاندند. چون در آن مفهومی بود و هست که قابلیت ورق برگرداندن، هزاران سال تاریخ را دارد.
این تغییر در گفتار ایرانی و اضافه شدن این واژه به خداحافظ و خدانگهدار، از شروع پس لرزه های سکولار شدن کرونا در ایران خبر میدهد.
مراقب خودتان باشید.
@parrchenan