تبعات کرونا و نگاه فانتزی به آن
چند روزی است که فضایی آن سری، شنگولانه، فانتزی، در بین بعضی دوستان با مدعای محیط زیست دوستی، حقوق حیوانات دوستی... درگرفته است که وای چه خوب، کرونا آمد، زمین نفس کشید. کرونا جهان را از آلودگی و .. نجات داد. این که گربه ها و درختان و زمین نفس کشیدند...
آیا این نوع نگرش، به همان اندازه لیسیدن حرم ها و در و دیوار ها، همان ها که سفر رفتند، همان ها که قرنطینه نکردند، خالی از درایت و تحلیل و نوآوری و بسته فکر کردن نیست؟ آیا همان چیزی که در پست پیشین بدان اشاره کردم، ذهن تربیت نیافته تحلیلگر، در این نوع نگرش، حاکم نیست؟
آیا این گونه زاویه دید به کرونا، نیمه پر لیوان دیدن است؟
شاید با این جستار، بعضی از دوستان و حتی عزیزانم را برنجانم، اما ترجیح میدهم این چراهایم را بصورت عمومی مطرح کرده و دلایلم را بیان کنم.
در این زاویه دید، نگاه به انسان در کجای داستان است؟
انسان چگونه نگریسته میشود؟
حقش برای بقا، زندگی، زنده بودن، چگونه نشان داده میشود؟
با توجه به دلایل اقتصادی چه چیز در انتظار اوست؟
زمین پاک و آسمان آبی آیا توان سیر کردن میلیون ها نفر را دارد؟ آیا اقتصاد امکان زیست انسانی را به عموم انسانها خواهد داد؟
آیا ما میتوانیم به گرسنگی خود( و اگر نیستیم) به گرسنگی دیگری بیتفاوت بمانیم؟ اصلا امکان بیتفاوت بودن را خواهیم داشت؟
یک فایل پیوست بیست دقیقه ای هست که در ادامه تقاضا میکنم شنونده آن باشید.
نگوینده فایل بیست دقیق ای به دلایل صرفاً اقتصادی پیشبینی فاجعه باری دارد. بدترین حالت آن به بعد از خرداد است، اینکه اگر تا بعد از خرداد، کرونا جمع نشود،( احتمال خوشبینانه) اقتصاد جهان به سمت ایمنی گله ای خواهد رفت. در این وضعیت جان افراد سالمند، افرادی که بیماری زمینه ای دارند، با خطری جدی همراه خواهد شد. بیماری زمینه ای چیست؟ سرطان های خوش خیم و بد خیم، دیابت، چاقی، آسم عمل پیوندی ها، کسانی که عمل شده اند و...
هر کدام ما چند نفر پیرامون خود سراغ داریم، که کهنسال هستند، یا چنین بیماری های دارند؟
احتمالأ کسی نقطه صفر نخواهد داشت و حداقل یک یا چند نفر و یا خودش، اینگونه خواهد بود. و درنتیجه درگیر مرگ و زجر و محنت آنها.
در این صورت و با ایمنی گله ای، منتظر حذف یا در خوشبینانه ترین حالت، زجر آنها جهت درمان باید باشیم.
و آدم های گرسنه و مقروضی که اقتصاد توان آنها را گرفته است.
و آیا وقتی که من همکاری را دوستی را عزیزی را اقوامی را از دست داده باشم، میتوانم همچنان از دیدن آسمان آبی، لذت برم؟ میتوانم از خرامیدن گربه ای لذت برم؟
این که اقوام دوستانم، آشنایانم، بیکار و مقروض و گرسنه شده اند، میتوانم همچنان نیمه پر لیوان را ببینم؟.با توجه به این که شیمی خونمون دست خوش تغییر شده است و هورمون های فسرده کننده در خونم بال بال میزنند، احتمالا پاسخ به سوال بالا، منفیست. شیمی خونم اجازه چنین زیبا دیدنی را نمیدهد.
اگر هنوز شک دارید فقط کافیست در ذهنتان یک یا دو عزیز تان را از دست رفته ببینید. (مثلا پدر و مادر یا فرزندتان).
باز میگردم به ابتدای جستار.
وقتی که انسان نباشد، گویی که جهان نیست. حتی اگر جهان باشد که خواهد بود. گویی که نیست. چرا که انسان است که جهان را به وسیله زبان معنا میکند. شما محیط زیست دوست وقتی میتوانی لذت خود را از گربه به دیگری بگویی که اول واژه گربه را فهمیده باشی و دوم فهمانده باشی، بی حضور انسان، زیبایی و مهر و محبت هم نخواهد بود و گویی که اصلا جهانی نبوده که اکنون ادامه داشته باشد.
در تعریف انسان، حیوان قصه گو، جهان بی روایت و راوی، گویی که نیست کرونا اینکه به دلایل اقتصادی تهدیدی جدی برای میلیون ها انسان است که ممکن است بمیرند و راوی نباشند.
@parrchenan