کتاب رواقی زیستن
اگر دنبال یک داستان، یک نمایشنامه، یک داستان پر مایه و محلیِ پانزده دقیقه ای انگاری تویتری میگردید
این داستان کوتاه احسان عبدی پور را گوش دهید.👇👇👇👇
ته انسان تهنا. انسان تهنا شده که خود را در دیگری میجوید. گویی که در دیگری بودن است که معنا می دهد خود را. در تهران باشی و دیگری ای چون بوشهر را به یاد آوری، مختاری باشی و اوباما ببینی خویش را، کفتر داشته باشی از برای همه کسانی که نداری و به همه دیگری ها نداشته به کفتر خو کنی.
به این زندگی بی معنا بخواهی با استدلاهای تاریخی تا عباس میرزا، عشق را حناق کنی به زندگی تا از زن شاید متاهل روس، بوسه بقاپی. در این پوچی، روایت کنی داستان بی معنای زندگی را و دمام بزنی و خیام بخوانی و
دنبال یک مکزیکووو بگردی تا همه آنچه که باید به کسی که دیگر نخواهی دید را از خود به او روایت کنی.
اگر دستم با احسان عبدی پور میرسید، به او میگفتم، در اسکله، در بندر، بر روی کشتی، دنبال مکزیکووو نگرد. زنگ بزن ۱۲۳ آنجا یک تهنا چون خودت، در اقیانوس پوچی شناور نشسته، تا با او کسی حرف بزند و از داستان زندگیش روایت کند. بعد از شنیدن داستان عبدی پور، خودم را در دیگری دیدم، در مکزیکووو دیدم وقتی که پشت تلفن به مستاصلی میگویم:
وقت بخیر بفرمایید.
برای شنیدن داستان صوتی مکزیکووو میتوانید به کانال تلگرامی پرچنان مراجعه کنید
@parrchenan
کتاب فلسفه ای برای زندگی
رواقی زیستن در دنیای امروز
نوشته ویلیام اروین و به ترجمه محمد مقدسی
انتشارات گمان
سالهای زیادی از زندگیم، نگاه منفی و غرِ دوستان و نزدیکان و آشنایانم را نسبت به سبک زندگی که دارم، میشنوم، یا سکوت میکنم یا دلایلم را میگفتم یا یک جاهایی کوتاه می آمدم و با سخن آنان همراه میشدم. چندین بار به خاطر نوع لباس و پوششم و نو و کهنه بودن لباسهایم، مواخذه شدم. چندین بار بخاطر دوچرخه سواری و...هم.
بارها به بدبینی متهم شدم، اینکه انسان منفی بافی و بدبینی هستم.
تا اینکه این کتاب را خواندم و دیدم بدون آنکه به کنه زندگی رواقی مشرف باشم، تا حدود زیادی، رواقی می اندیشم و زندگی میکنم.
این کتاب چه میگوید:
چیزهایی که« از» زندگی میخواهیم آنهایی نیست که « در» زندگی میخواهیم. همین
رواقی زیستن به درد کسی میخورد که ذهن تحلیلی دارد و به همین دلیل با ذن_ بودیسم نمیتواند از سر مهر باشد. رواقی زیستن یعنی با رسیدن به آرامش به فضیلت برسیم. این دو واژه برای رواقیون بسیار مهم است و آرامش یعنی فقدان احساسات منفی از قبیل خشم اندوه اظطراب ترس و...
فضیلت نیز در معنای استفاده از عقل در همه جنبه های زیستی انسان است.
رواقیون به دنبال یادگیری این مفهوم بودند که برای هر سرنوشتی آماده باشند.
رواقیون چند راهکار برای زیستنِ اینگونه دارند:
۱. فکر کردن به اتفاقات ناگوار:
با این یک جمله این سخن را تمام میکنم که سنکا میگوید:
«بخت بد بیش از همه به کسانی ضربه میزند که جز به بخت خوش نمی اندیشند». با این روش، میتوانیم سیر ملال و لذتی که عموم انسانها درگیر آن هستند را شناسایی و از آن عبور کنیم.
راهکار آنها این است که انسان به هیچ چیز خو نکنید. اینگونه تا حدودی بلند پروازی مان را کنترل میکند و اجازه لذت بردن از داشته ها را میدهد و اجازه میدهد از هر چیزی که مشاهده میکنیم لذت بریم، برای این راهکارها رواقی نیاز به تخیلی قوی داریم. در نتیجه همیشه آماده تغییریم.
۲. دو گانه اختیار:
یک راه حل کاربردی دارد
همه اتفاقات را به سه دسته تقسیم میکند
۲-۱مواردی که در اختیار ما نیست.
۲-۲مواردی که اختیار ما محدود است.
۲-۳مواردی که تحت کنترل ماست
از آنچه در اختیار ما نیست عبور کنیم
و موقعیت ها را به سمت قسمت سوم بکشانیم، مثلا اهداف را از حالت بیرونی به درونی تبدیل کنیم. به جای آنکه مثلا قهرمان شدن در فلان مسابقه را برای خود هدف گذاری کنیم، هدف را درونی کرده و بیشترین تلاش را هدف اصلی خود قرار دهیم.
۳. تقدیرگرایی:
اینگونه آرزو نمیکنیم، ای کاش در گذشته!! اینگونه بودیم از فکر و زبانمان می افتد
و تقدیرگرایی را میتوان با تکامل پیوند داد و از شر چیزی به نام سرنوشت رهایی یافت
تا حدودی نگاه را جبرگرایانه میکند و به گذشته و لحظه حال هر شخص، با توجه به ۲-۱، دیگر از اندیشیدن و وقت گذاشتن بر روی آن، انسان را بی نیاز میکند.
۴. پرهیز از لذت:
با قرار دادن خود در شرایط سخت، چیزی مثل مانور ها ، خود را برای شرایط سخت آماده کنیم یا دوباره بتوانیم، از چیزها بسیار ساده لذت ببریم. مثل کوه و کوهنوردی و سرما که دوباره شما را با لذت های ابتدایی پیوند میدهد. مثلا لذت بردن از گرما. و در نهایت تاب آوری ما را بیشتر میکند.
کلا رواقیون در مواجه با لذت، با احتیاط گام بر میدارد و اراده را با خویشتنداری تقویت میکند،
برشی از کتاب:
«اما چیزی که رواقیون متوجه ه اش شده اند این است که قدرت اراده هم مثل قدرت ماهیچه های انسان است هر چه بیشتر از عضلات تان استفاده کنید قوی تر می شوند و به همین ترتیب هر چه بیشتر اراده تان را به کار ببندید اراده تان نیرومند تر می شود» صفحه ۱۴۰
«یکی از فواید که ممکن است عجیب هم به نظر برسد این است که پرهیز عامدانه از لذت خودش می تواند لذت بخش باشد» صفحه ۱۴۱
و سخن سنکا:
«آب، خورشت و تکه نانی از جو برنامه غذایی چندان دلپذیری نیست اما بالاترین لذت این است که کسی بتواند از یک چنین غذایی لذت ببرد» ( سخن عالی بود)
۵. مراقبه و تأمل:
«مدام باید از خودمان بپرسیم که آیا عقل است که زمام مرا در اختیار دارد یا چیز دیگری و زمانی که فهمیدیم چیزی غیر از عقل و رفتارهایمان حاکم است باید بپرسیم آن چیز چیست» صفحه ۱۴۵
کتاب راهکارهایی برای توهین، اندوه و ماتم، خشم و مهم ترین اینها، کنترل و یافتن ارزشهای شخصی دارد، بدین منظور که تلاش کنیم خودمان ارزش هایمان را شکل دهیم، نه دیگری.
مثلا رواقیون به آزادی بسیار ارزش قایلند و این دلیل را می آورند که:« اگر دنبال موقعیت و اعتبار اجتماعی باشیم به دیگران اجازه می دهیم که آزادی مان را سلب کنند در این صورت باید به سراغ کارهایی برویم که احتمال تحسین شدن از طرف دیگران را بیشتر کند... از کارهایی که ممکن است ما را از چشمشان بیندازد پرهیز کنیم در نتیجه دیگر آزاد نیستیم» صفحه ۱۹۸
ادامه در👇👇
@parrchenan
پیرامون ارزش زرق و برق دنیا: «وقتی افراد به واسطه بهره مند از زندگی پر زرق و برق مشکل پسند می شوند اتفاق عجیبی می افتد به جای اینکه برای از دست دادن توان لذت برد نشان از چیزهای ساده و معمولی قصه بخورند به این ناتوانی جدید افتخار هم میکند از اینکه چیز های عالی چیز نظرشان را جذب نمی کند به خودشان می بالند اما رواقیون دلشان به حال این افراد می سوزد». صفحه ۲۰۷
ارزش برای ما ، باید کاربردی باشد، از غذا گرفته تا خانه، اینکه طبیعی باشیم و طبیعی را عیاری برای کاربردی بودن یا نبودن بدانیم.
اتفاق جالب پیرامون اندیشیدن رواقیون پیرامون مردن است.
که تا حدودی بهمرگی را حتی پیشنهاد میدهند بهمرگی نه از روی نیهیلیست و هوس و ملال و دلزدگی.
شاید اولین فلسفه ای باشد که میخوانم نگاهی اینگونه داشته اند.
دو فصل آخر کتاب، نویسنده پیرامون رواقی زیستن در دنیای مدرن و تجربه خود از این نوع زیست را بیان میکند.
این کتاب برای من بسیار مفید و کاربردی است.
@parrchenan