کتاب سوگ مادر
شاهرخ مسکوب
 به کوشش حسن کامشاد
نشر نی
 شرح در👇👇👇

@parrchenan

یکی از تکنیک های رواقیون برای  زندگی فضیلتمند و پر آرامش، فکر کردن به اتفاقات ناگوار است. بدین منظور شما همیشه خودت را آماده نگه می‌داری برای روزهای بد، چون اتفاق بد را امکان سنجی کرده ای،  و در نتیجه از بودن در لحظه‌ای که اتفاق بدی نیست، عمیقاً لذت میبری. مثلا رواقیون می‌گویند اگر به کودکت لقمه ای گرفته ای، این فکر را کن که شاید این آخرین لقمه او باشد. درست است فکر وحشتناکی است، اما باعث لذت بردن تام و تمام از بود او میشود.
کتاب در سوگ مادر، نوسته ، خوش قلم توانا، شاهرخ مسکوب که اتفاقاً در اینجا خودش بوده و نه هنرمندی نابش در قلمسُرایی، از این دید، کتاب مغتنمی است. این که این کتاب پیرامون خاطرات روزانه سالهای درازناک از مواجهه یک ایرانی با مرگ مادرش است.
مرگ عزیزی
یکی از عظیم ترین اتفاقات فردیست که با هیچ چیز دیگر، تاکید میکنم، هیچ چیز دیگر، قابل قیاس نیست. 

  کتاب این امکان که مرگ عزیزی چون مادر، چگونه زلزله ای دایمی در فرد( بخصوص فرد ایرانی) ممکن است ایجاد کند را نشان میدهد و از این رو اگر بخواهی رواقی زیست کنی و خود را آماده برای اتفاقات ناگوار و یا لذت بردن تام و تمام از حضور مادر یا پدر، یا فرزند، میتواند  بسیار مفید باشد.
با خوانش این کتاب، فکر کردن به اتفاق ناگواری چون مرگ عزیزان،  ملموس تر، عمیق تر  و عینی تر میشود، قدرت خیال پروری میدهد و اجازه  آن را که تو بفهمی این یعنی چه را هم. فکر کردن به این اتفاق ناگوار را عینی تر، حسی تر و عاطفی تر میکند  و در نتیجه از حالت انتزاعی به در میآورد و تا حدودی ملموس میکند.
 از این لحاظ پس، از بود آنها عمیقاً لذت خواهی برد و چه بسا، کدورت ها، چیزهای خُرد که اینک چه بسا مسخره جلوه کند، همچون شبنمی در مواجه با آفتاب، نیست شود.
مرگ این بی پایان بی کرانه را برای عزیزت، به توِ خواننده حالی میکند و تو را در لجه سخت و تاریک آن فرو میبرد. پس هرگاه سر برون آوردی فروغ آفتاب حضورشان را بیش از پیش احساس خواهی کرد

 این کتاب ، برداشت دومی هم میتواند داشته باشد، مواجهه با امر تنهایی. تنهایی یک انسان که شوق حضور یک دیگری را دارد و نیست. نشدنی است و در شبی دلگیر و مه گرفته و چمانه* و بارانی  تهران  که روزن و دریچه افکاری که داشتی و اینک نیست...
خوانش این کتاب و مواجهه با امر تنهایی را همچون آن فکر کردن به اتفاق ناگوار، هم وزن میکند.

این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنم:
 بخصوص به کسانی که اینک در اوج مهر و محبت و حضور ِ والدینشان هستند و تا کنون لجه سیاه و سرد و بی‌کرانه مرگ به آنان شبیخون نزده است و انتظار میکشند دنیا همینگونه ادامه خواهد داشت. این کتاب از برای آنها، آگاهی ست.
پی نوشت:
*چم در ترکی به معنای مه می باشد و چمانه واژه ای ابداعی از خودم است
**شیرینی نشسته پا به پای کتاب در عکس، دست پخت مادرم است
@parrchenan

سهیل رضازاده:
یک برش از کتاب
«حیف که از نعمت خواندن محروم شده ای یادم نمی‌رود که خوشه های خشم را با چه پشتکار و مشقتی میخواندی با آن عینک ناجور که سرگیجه می گرفتی... روزی حداکثر ۳، ۴ صفحه.به آخر آن کتاب ۶۰۰ صفحه ای که رسیدی اولش را فراموش کرده بودی و از من پرسید و من هم عوض جواب پرت و پلا می‌گفتم کفر تو در می آمد وقتی چاپ دوم در آمد باز از سر گرفته این هم نوعی دیوانگی مادری است که آدم مطالعه کتابی را که پسرش ترجمه کرده در هر تجدید چاپ از سر بگیرد نمی‌دانم اگر کتاب را خودم نوشته بودم چه میکردی».

@parrchenan