این روزها بعد از اس ام اس ملی و معرفی ۱۲۳ به مردم،
طیف تلفن ها متفاوت شده است.

مثلا زنگ میزند و مشکل خودش را مطرح میکند،  از اختلاف خودش و شوهرش می‌گوید وقتی که متناسب با موضوع یک راهنمایی مختصر می کنم  او تاکید میکند که عوامل ما حتما باید به آنجا مراجعه کرده و با همسرش مشاوره انجام شود.
از اینکه این رفتار کنیم، طبیعتاً سرباز می زنم.
بعد سوالی بدین منظور گاهی مطرح میکنند؟
پس برای چی شماها هستید؟
به چه کاری می آیید؟
مشکل مردم را چرا حل نمیکنید؟

معمولاً تلاش میکنم پاسخی جهت آگاهی  دهم.
اینکه راهنمایی لازم را گرفته  و لزوما بود ما به جهت حضور ما در منزل آنها نیست.
در ثانی ما فقط برای این موضوعی که  مطرح کردید و با آن روبرو هستید، طراحی نشده ایم. طیفی از کودک آزاری، سالمند آزاری، معلول آزاری ها و...هست که احتمال دارد در آن جنبه ها کمک حال باشیم و فقط مخصوص مشکل آنها نیستیم.

 زمان داشته باشم به این دیالوگ ها فکر میکنم.
گاهی ما فکر میکنیم. مرکز دنیا هستیم. نقطه پرگار وجود. مشکل من مشکل دنیاست. دنیا حول و حوش من می‌چرخد.
یک نوع خود شیفتگی.
یک نوع نادانی.
یک نوع خیال بافی واهی.
فکر میکنیم هر چه بخوانیم و سفر رویم و یا با دیگرانِ بسیار، با فرهنگ های بسیار روبرو شویم، به این نقطه  هیچ  بودگی خواهیم رسید. این که من مرکز وجود نیستم. من چیزی نیستم.
آن وقت است که متواضع خواهیم شد.

پی نوشت:
 پیرامون همسر آزاری، ۱۲۳ یک ویترین شیک است ، برای دیگرانی که از دور  می‌بینند. از لحاظ حقوقی و حق زن، ما فاصله ای کهکشانی با نُرم جهانی داریم و این ها بیشتر ادا ست. 


@parrchenan