رمان مواجهه با مرگ
رمان مواجهه با مرگ
برایان مگی
بریان مگی را از کودکی می شناختم. آن زمان که صدا و سیما، دو شبکه داشت و شبکه دو برنامه مردان فلسفه را پخش میکرد. پدرم میدید و من چیزی از آن سر در نمی آوردم و حوصله ام سر میرفت.
برایان مگی یکی از فیلسوفان قرن بیست ام است و پس از درس گفتارهای دباغ پیرامون آرنت، از طریق او، با این رمان آشنا شدم و تهیه کردمش.
رمان پیرامون بیماری و مرگ یکی از افراد خانواده ای الیت از انگلستان در سالهای نیمه قرن بیستم است و مفاهیم متعددی را در خود جای داده است.
انصافاً انتهای رمان، آنگونه که انتظار داشتم نشد. این که شخصیت محکم و فلسفه دان رمان از اینکه او را گول زده اند، انتظار داشتم ناراحت شود، اما نشد.
در واقع دویست، سیصد صفحه اول کتاب پیرامون دو مفهوم بزرگ در چرخش است. تقریر مرارت یا تقریر حقیقت، و نشان دادن اینکه یکی را فدای دیگری کردن، چه نتایجی در زندگی به بار می آورد، در ادامه، پیرامون فرزند آوری، خودکشی، زیبایی شناسی و از این قبیل مفاهیم و نسبت آنها با تقریر مرارت و حقیقت سخن به میان آورده است.
اما اوج کتاب صد صفحه انتهایی است، گفتگو های درخشانی بین شخصیت ها رمان شکل میگیرد که سبقه ها فلسفی دارد و نوعی نگاه زیبایی شناسی به مرگ میدهد و هستی و نیستی را از زاویه های درخشانی برسی میکند.
به دوستان اهل فلسفه و یا دانشجویان فلسفه پیشنهاد میکنم، این صد صفحه را از دست ندهند.
چند صباح پیش رمان نوجوان خواندم به نام درخت دروغ، که آن هم انگلیسی بود و با آن چه که من ( و احتمالاً ما ایران ها) نسبت به بد و خوب داشتیم متفاوت بود. در واقع یک نوع نسبی بودن را تبین میکرد و خوب و بد را از دید فایده گرایی میدید.
رمان انگلیسی مواجهه با مرگ نیز از چنین خصلتی برخوردار است. بدین منظور که به تو یاد آور میشود در هیچ نهله و مرامی خود را شکل مده.
مثلا در مواجهه با تقریر حقیقت و یا تقریر مرارت، دربست مگو مرام من این است و حتماً یکی از این دو. بلکه پیامد ماجرا را بسنج و « مصلحت اندیشی »کن و آنگاه تصمیم بگیر. برای مصلحت اندیشی نیز حتماً نیاز به یک شورای اهل فکر از افرادی که مستقیماً با آن مواجه خواهند شد داری.
در واقع یک نسبی انگاری اخلاقی صرف در مصلحت اندیشی وجود دارد. تو چون به امر مطلقی دست رسی نداری تنها و تنها میتوانی به کمک عقل های انسانی مصلحت اندیشی کنی.
انصافاً برای من ایرانی، این موضوع جدیدی است. چرا که ما ایرانی بیشتر با مفاهیم و فلسفه های مطلق و ازلی و ایده های این چنین روبرو بوده ایم. از گذشته دور با فلسفه یونان و حتی در دوران مدرن نیز با فلسفه ایده آلیسم آلمانی و کانتی و در اصطلاح قاره ای مواجه بوده ایم و فلسفه جزیره که اُس و اساس تمدن و مدرنیته جدید است را کمتر مداقه کرده ایم.
احتمالاً عامل جغرافیایی در این تأخر بی تأثیر نبوده است چرا که جزیره آخرین نقطه قاره اروپا و دور دست ترین آن به شرق و ایران بود.
حتی میتوان به این موضوع بغیر از دلایل تاریخی مبرهن که نگاه بدبینانه که ما ایرانی به انگلیس دارد را در ریشه های فلسفی نیز جست که ریشه های فلسفی ایده آلیستی و ازلی که داریم را با ریشه های فلسفی نسبی گرا و پیامدی انگلیس ناسازگار و متضاد می دید.
این رمان، به من فرایند مصلحت اندیشی و نگاه پیامدی به ماجرا داشتن را بصورت عملی یاد داد.
@parrchenan