چیزی که تازگی ها از خودم کشف کرده ام، این است که آدم ها را در کلمه به خاطر می سپارم و خاطره میکنم. یعنی تبدیل به کلمه میکنم
 این روش چگونه عمل میکند
 با آدمی گفتگو میکنم، برآیند این گفتگو در ساز و کاری که هنوز برایم مشخص نیست، در یک کلمه مرتبط با آن گفتگو ذخیره شده و در خاطره ام بایگانی میشود. این کلمه در عین آنکه از آخرین گفتگو نشئت گرفته است یک درون مایه ای هم از کل آن فرد و خاطراتی که با او داشته ام را درون خود دارد و پس از رسیدن به این کلمه و تبار شناسی آن به خاطرات گذشته ای که قدیمی تر هستند نیز دست می یابم.
این تبدیل به کلمه چه کمکی بر من می کند؟
این که در خوانده هایم، کتابهایی که می‌خوانم، متن های که میخوانم، سخنرانی ها، گفتگو ها، متن های که می‌شنوم، اگر آن کلمه را ببینم یا بشنوم، یاد آن فرد یا بهتر بگویم یاد خاطره های با آن افراد می افتم.
حال این چه کمکی به من میکند؟
این روزها ذهنم در خاطره و به تبع آن حافظه مشغول و درگیر است.
و این بذریست که نیچه در ذهنم کاشت.
 این که هر چه ما خاطره و خاطره سازی بیشتر و  بایگانی از جنس کلمه ، که ریشه آگاهی در انسان است داشته باشیم، گویی که  نُمود انسان تری خواهیم داشت.
 چرا؟
از تبار این خاطره و آگاهی، که ریشه در گفتگو با آدم ها و سخن و کلمه دارد، به درکی شخصی و مختص به خود، از نیکی و نیک خویی دست خواهی یافت. ارزش های زندگیت را بیشتر، خود خواسته  و کمتر عرف و جامعه و هنجار هایی که در آن نفس کشیده ای، شکل خواهند داد.

 

 من حتی مشاهدات و زیبایی ها و حتی خود خاطرات را هم به کلمه بدل میکنم و این کلمه را در مجموعه  اشعار این سرزمین، سرچ میزنم و آن خاطره را یا آن زیبایی را یا آن مشاهده را که اینک به کلمه تبدیل شده است را در شعری، میخوانمش.
 گویی کلمه و تبدّل آن، به اشعار و این فرایند، اکسیریست که کیمیاگران در جست‌وجوی آن بودند.
با این روش طیف دوستان و آشنایانم را حفظ و گسترش میدهم. به کمک فرایند خیال انگیز و انتزاعی خیال،  درک خود را از زندگی افزون تر میکنم


@parrchenan

 

کتاب کوی دوست شاهرخ مسکوب

 

این روزها درگیر نیچه هستم و دریافته ام نیچه با حافظ آشنایی عمیقی داشت.
کتاب کوی دوست نوشته های شاهرخ مسکوب و به چاپ افتضاح بدون ویرایش انتشارات خوارزمی است. بعد از چهل سال، هنوز یک ویرایش ابتدایی نشده و خواندن آن را سخت می‌کند.
بعد از خواندن این کتاب به درکی عمیق تر، فلسفی تر و حافظانه تر از حافظ دست یافتم. و مسکوب روشنفکر یک دلیل بیشتر برای پرداختن به حافظ ندارد. آنکه در این دنیای به معنا به کمک شاعر، و خیال و هنر، معنایی بر این زندگی مدرن و جدید بتاباند. به راستی مسکوب، والتر بنیامین ایرانی است که به کمک سنت، آمده این انسان مدرن بی معنا را معنایی مختصر دهد. از سنت و حافظ و خیال و شعرش یک جلیقه نجات بر تن انسان رها شده  در اقیانوس بیکران هستی کرده و غرق شدن در بیمعنایی مدرن را تاب آوری کرده است.
اگر به شعر، حافظ و هنر، ارادتی دارید خسران دیده خواهید شد اگر این کتاب با نثری بسیار زیبا و درخشان و فوق‌العاده را نخوانید.
شرمم باد که فارسی زبان باشم و از حافظ در حد فال و شب یلدا بفهمم و نیچه ای آلمانی زبان، از آن مفاهیم بلندی استخراج کند.