دو تاتر، و یک فیلم
فیلمتاتر اعتراف
با بازی شهاب حسینی و علی نصیریان
هر چند بازیگری حسینی متوسط بود، نصیریان در اوج بود و واقعاً در لحظات پایانی تاتر عواطف و احساسات ببیننده را در دست میگرفت.
نتیجه ای که من از این تاتر گرفتم:
1. قضاوت کردن بدون دانستن و هم مسیر شدن با تبار یک فرد، یک موضوع، یک فضا، یک اندیشه، یک باور، نابخردانه است. سخت است امر قضاوت.
2.برای همدلی، نیاز به گفتگو داریم. هر چه گفتگو عمیق تر، هم دلی اصیل تر
3. همدلی تو را به امر اخلاقی هدایت میکند. در این تاتر، باعث شد فعل کشتن اتفاق نیفتد و در فردی دیگر، از تزویر و ریا و زیست دوگانه نجات پیدا کند.
4. انسان بی راز، یا کم راز باش، که هر رازی ، تو را از زندگی اصیل تر باز میدارد.
به گناه خود، گناه های حقیقی خود ، اعتراف کن.
بن مایه این تاتر شبیه رمان نان و شراب و رمان خرمگس است. اعتراف را نسبت به توبه در امر روان انسانی بیشتر می پسندم. نه از جنس بخشش گناه و دریافت بهشت بل از جنس هم بار شدن در امری بشدت انسانی، بار امکان خطای اخلاقی.
من پشت تلفن بارها شده که خودم را یک معترف شونده یافته ام. کار ما هم یک جور اعتراف شنیدن است گاهی.
و من دردهای انسانی بر دوش میکشم.
حدس میزنم تبار روانکاوی که فروید آن را بنا نهاد و اینک به روانشناسی و مشاوره و ... رسیده است نیز به سنت اعتراف برسد.
@parrchenan
فیلم تاتر
بلاخره این زندگی مال کیه؟
با بازی خوب نوید محمد زاده. تاتر یک لایه رویی دارد که به این لایه نمیپردازیم و فقط به لایه زیرین تر اشاره خواهم کرد.
در ادبیات سنتی، عرفی، دینی ما، این سر فصلها را بسیار شنیده ایم: حق والدین بر فرزند، حق پدر و مادر، حق همسایه، حق خدا، حق الناس، حق الله، حق شوهر بر زن، و ...
و این حق ها که از مدرن به ما رسیده است. حق شهروندی، حق انسانی.
با آنکه در کلام این دو به یک صورت نوشته میشوند اما دو بار معنایی بسیار متفاوت دارند.
آن اولی ها را همه میشناسیم و برای خود معنایی داریم و ترسیم کرده ایم. اما این دومی ها را نه، چرا؟ چون فرقی ماهوی در معنا دارند.
این حق دومی ریشه در انتخاب و نگاه به انسان انتخابگر دارد. تو حق داری بدین معنی که انتخاب گر باشی. این انتخابی، وجودی ترین یا اگزیستانسیال ترین چیز آدمیست. حق در معنای انتخاب.
برای همین است، که مثلا حق حیوانات لحاظ کردن بی معناست. و با فضای تکلیف مدار و جبرگرایی حق هایی که در قسمت اول بیان کردم بسیار متفاوت و حتی متضاد است. و به همین دلیل است که کشور ما، قوانین ما، پر از تناقض است، چرا که این حق را با آن حق، میکس کرده و گاو شتر پلنگ شده است.
آنچه مدرنیته از انسان و حقش سخن میگوید، تبارش به انتخابگری انسان میرسد و نه هیچ چیز دیگر. در این معنا حقمدار بودن، مسئول بودن نیز هست، فارغ از آن که به چه دین و ایمان و مسلک و فلسفه اخلاقی باور داشته باشی.
این نمایش اشاره ای بر این حق دارد.
پی نوشت:
هر دو این فیلم تاترها در سایت فیلیمو میباشد.
فیلیمو برای همراه اول ها این امکان را دارد که ماهی یکبار، به صورت روزانه هزار تومان، اشتراک بیست و چهار ساعتی لحاظ کند
@parrchenan
سخنی کوتاه از فیلم گناهکار (The Guilty) ساخته گوستاو مولر
فیلم حول و حوش یک فرد و تلفن میگذرد.
فردی که از تلفن، روزگار میگذراند و روزیش از آن است. از پهنه وسیع آسمان به تنگنای قفسی و اتاقی در آمده است. عقابی که پرنده قفسی شده باشد.
فردی چون من.
اما در این قفس با پهنه بیکران آدمی آشنا میشود
و هم گناه میشود با گناهکاری و میفهمد قضاوت مکن. مکن لعنتی
این فیلم برای من بسیار مفید بود
گاهی به چیزی چون رحم مادری تاریک، ساکت، تنها، نیاز پیدا میکنی
گاهی لمس میکنی، تشکیل قطرات عرق را بر پوست صورت و سرت
و گاهی اشتباه میکنی
سخت . سهمگین
و اثر گذار نخواهی شد، مگر آنکه اثر پذیری
از خود بگویی تا از دیگری بشنوی، تا بتوانی ناجی باشی
راه رستگاری ( رفتن به سمت نور، شخصیت اصلی داستان در انتها فیلم)
از اعتراف به گناه و راستی میگذرد.
سهیل صادق باش همیشه.
و
آن ته لبخندِ رضایت را من میفهمم
دلم بر سهیل و همکارانش سوخت، چقدر دَردیم ما
در قسمتی از فیلم یاد یکی از تماس های خود افتادم که مصرعی از سعدی را چون مقدس ترین ذکر عالم، ساعاتی طولانی از نیمه شب تا صبح وردِ زبانم شد:
در میان آن همه تشویش در تو مینگرم.
@parrchenan