ببرینش
چندین بار تماس گرفته بود و هر بار به نه قاطع ما روبرو شده بود.
مادری بود که مدعی شده، دخترش از خانه فرار کرده و اکنون آنها جایی که او در آنجا شاغل است را کشف کردهاند و اینک به کمک ما نیاز داشتند، :میخواهیم ببریمش!!
شروع کردم به پرسش و پاسخ از مادر، در نهایت کشف کردم، دختر، بیست و یکسال دارد.
به مادرش توضیح دادم که او از لحاظ سن، قانونی رفتار کرده و اینک خود میتواند سرنوشت خود را تعیین کند. باز هم حرف های از بالا به پایین خودش را بیان کرد. گفتم اگر تأکید بر این موضوع دارد باید اقدام قضایی کند تا قاضی حکم دهد.
گفت قاضی هم حرف شما را میزند. پس برایم معلوم شد که اقدام قضایی نیز کرده است.
به او پاسخ منفی دادم. و او از بی خاصیتی ما، و اینکه حکم خدا و پیغمبر چیزی دگر است و از این سخنان گفت. سخنانی از جنس نگاه تکلیف مدار و تحکم آمیز والد بر فرزند که در سنت وجود دارد.
هر چقدر هم که حاکمیت ما نگاه سنتی داشته باشد، اما وقتی بحث حق و حقوق به معنای مدرن آن مطرح میشود می بینم، سمبه پُر زوری دارد و قابلیت های زیادی برای ایفای آن هنوز هست.
تقویت نیروهای و کارکنانی از جنس ما با همه ضعف های قانونی و لجستیکی و سازمانی، تقویت جامعه مدنی و تجدد خواهی این سرزمین است. ضلع سوم و نحیف ایران. اگر مفهوم انتزاعی ایران را یک مثلت بدانیم، ایرانیت باستان، اسلامیت، و مدرنیته، سه ضلع آن است. ضعف ضلع آخرین، ممکن است به تقویت ضلع کسانی دیگر منجر سود و مثلت را از حالت تعادل خارج کند و قاعده را بلند تر، در نتیجه مثلث دفرمه تر شود.
تا در آموزش و پرورش ما بحث حقوق فردی، مدنی، به طور جدی مطرح نشود، و آموخته نشود این نگاه از بالا به پایین، این نگاه تکلیف مدار، بَست خود را بر این سرزمین خواهد گذاشت و جامعه را دچار اگزجره شدن، دفرمه شدن، غلوّی شدن خواهد کرد. در جریان خودکشی عاشقانه و غرق شدن دختر و پسری در رودخانه ای در غرب کشور، این عدم اطلاع به حقوق فردی، در آن موج میزد.
حال خانواده ای فروپاشیده تا سالهای سال، منطقه ای ملتهب که اینک جوانان محلی آن سابقه چنین راه حلی را نیز در حافظه خود خواهند داشت، و مردمانی که از سرزمین خود کم امید شوند، روی دست مفهوم انتزاعی ایران ماند.
نحیف کردن ضلع مدرنیته لزوماً به قوی تر شدن ضلع سنت نخواهد انجامید.
دفرمه شدن مثلث و از هم پاشیدگی آن هم یک امکان است.
پی نوشت:
برای نابودی دین مداری در حال سست شدن عده ای از ساکنان این سرزمین، کافیست فقط گشت ارشادی جلوی چشمان مردمان، اعمال قدرت کند. در این بین، دخترکان ترسانی خواهی دید و فوج فوج ایمانی که از ناظران این صحنه به دود هوا میرود. ایمانی نه پنج ساله و ده ساله، هزاران ساله که سینه به سینه منتقل شده است. ای کاش مدعیان نگاهبانی سنت این فوج فوج را میدیدند و قوانینی که با ماده های نامفهوم و غیر کمیت پذیر ناشیانه و بدوی اعمال میشود، آن هم در زمانه ای که کرونا و فاصله گذاری اجتماعی تبلیغ میشود
را مثل بقیه فصول و روزهای سال به کناری میگذاشتند.
@parrchenan