بازدید از منزل رفته ایم. مادر مدعیست، دخترش در خانه همسر سابقش توسط نامادری، دستمالی شده است.
دختر شوخ و شَنگیست و در عوالم بچگی، شادِشاد.
 به او راهنمایی های لازم انجام شد.
 روز بعد با چشمانی گریان آمده بود و از روند کُند پرونده و بالا پایین هایش سر در گم شده بود.
 به او توضیح دادم اگر پزشک قانونی گفت مشکلی نیست، خدا را شُکر. خوب دل نگرانی شما بر طرف شده است.

و مادر می ماند دعوای حقوقی را چگونه ادامه دهد و یا دعا کند خدا را شکر نباشد!
پی نوشت:
گاهی سود اصلی ما در باطل بودن فرضیه هایمان است.
 سود اصلی و فرعی مان را بسنجیم.
و آرزومند باشیم آنچه سود اصیل است را بهره ببریم و هیجاناتی که در وجودمان چون هُرم آتش، احاطه کرده است را تلاش کنیم کنترل کرده و حتی خاموش کنیم.


@parrchenan