هنر ظریف بیخیالی
هنر ظریف بی خیالی
مارک مَنسون
از جنس کتابهایی که خواندنش برای من مفید بود. از آن نوع کتابهایی که یک جمله را گرفته و ابعاد گوناگون و زاویه های گوناگونش را برسی میکند
کتاب روانشناسی زرد نیست، اما به آن در جاهایی پهلو میزند.
در این فضا این چند وقت سه کتاب خواندم ام و به ترتیب اگر بخواهم پیشنهاد خواندن دهم بدین گونه است:
رواقی اندیشی
هنر شفاف اندیشی
و این کتاب
با جاهایی از آن مشکل داشتم که حدس میزنم ناشی از ترجمه باشد. مثلا چیزی به اسم حق!! اشتباه کردن را با نسبی گرایی میکس نامفهومی کرده بود.
اینکه من حق اشتباه کردن دارم اما پیامدهای آن را هم باید بپذیرم و با آنچه که نسبی گرایی میتوان نامید آن را مخلوط کردن، نوعی به نظرم مغالطه است. شاید آنچه او در این کتاب حق اشتباه کردن می نامد را بتوان در ضرب المثل: هر که خربزه میخورد ( اشتباه میکند) پای لرزش می شینه( پیامد آن را میپذیرد) خلاصه کرد.
در این ضرب المثل، دو طرف قضیه دیده میشود و فقط حق خربزه خوری برجسته نمیشود.
کتاب نُه فصل داردکه برای من فصل هشت و نُه که پیرامون مرگ است، مفید بود و اتفاقاً بسیار پهلو میزند به آموزه های رواقیون.
@parrchenan