فقر احمق میکند
کتاب
فقر احمق میکند
سندهیل مولاینیتین و الدار شفیر ترجمه میر طالبی، انتشارات ترجمان
نام اصلی کتاب به انگلیسی، کمبود scarcity است و به نظرم مترجم، رندانه این نام را که گمان میکنم حدیثی از امام زین العابدین است و به ذهن تداعی میکند را برای کتاب انتخاب کرده است و آنکه عکس یک کلید را بر روی جلد کتاب گذاشته که برای ما ایرانیان تداعی کلید معروفی است که روحانی در دور اول پُز آن را میداد
باری
برگردم به کتاب، همان طور که از نام انگلیسی کتاب بر میآید، پیرامون کمبود یا متضاد آن،فراوانی است. کمبود زمان، پول، کالری و... سخن می راند. در ابتدا این مفهوم را توضیح میدهد که کمبود ذهن را تسخیر میکند و چون ذهن تسخیر شد، گویی انتخاب هایش و أعمال و رفتارش آگاهانه نخواهد بود و ناخودآگاه اتفاق می افتد و این نکته بسیار مهمی است. بسیاری از مردم این گمان را دارند که انتخاب ها خود و یا دیگران آگاهانه صورت میپذیرد اما این کتاب بیان می کند که این گمانی است اشتباه.
نویسندگان با برجسته کردن کمبود، دو اتفاق مهم را خاطر نشان میکنند که همزمان است: تمرکز و تونل زنی.
و نتیجه تمرکز پاداشی است که به آن میرسد. تونل زنی در واقع غفلت از موضوعات دیگر است وقتی شما بر چیزی تمرکز کنی از بسیاری چیز دیگر غفلت میکنید که نویسنده نام آن را تونل زنی گذاشته است و در این بین اعمال کلی ما دست خوش این دو فاکتور میشود.
اتفاق بسیار مهمی که نویسندگان بدان اشاره میکنند، تنگنای پهنای باند است که امکان تفکر بر روی موضوعات را میگیرد مثل کامپیوتری که دهها برنامه باز دارد و سرعتش کند میشود.
در واقع از اینجا کتاب با این مفاهیمی که ساخته است شروع به تولید باور نگرشی جدید میکند.
این که کمبود، کمبود آفرین است
کتاب به کمک کلی آزمایش های اجتماعی روانی و نگاهی به طبیعت، تلاش داشته نشان دهد وقتی کمبود اتفاق افتاد، امکان تفکر آگاهانه کم میشود و حتی از بین میرود و اینکه در پس انتخاب های ما یک جبری وجود دارد که در ناخودآگاه ذهن است.
و این یعنی در قضاوت کردن دیگران، تا میتوانی احتیاط کن و ابتدا با کفش آنها راه برو.
کتاب، توضیحاتی داشت که به نظرم حتی میشد کمتر شود و تا حدودی اضافه گویی بود اما ترجمه روانی داشت.
این کتاب را برای آنها که زمان کم میآورند، رژیم های لاغری یا چاقی میگیرند، امکان تمرکز ندارند. پروژههای ناتمام دارند و در زندگی فردی و اجتماعی دچار مسئله هستند پیشنهاد میکنم.
همچنین این کتاب بخصوص به مدیران پیشنهاد میکنم، که اگر تمایل به مدیریت حرفهای دارند از این بستر به کار و افراد زیر دستشان بنگرد.
یک مثال از کتاب و تامام:
در بیمارستانی در امریکا، ۱۸ اتاق عمل بود و به دلیل عمل های غیر مترقبه که پیش می آمد، دائم برنامه ریزیها بهم میخورد پس، هزینه اضافه کاری کارکنان بیمارستان افزون شده بود. بیمارستان تصمیم میگیرد یک مشاور استخدام کند و آن مشاور یک پیشنهاد بسیار ساده و عجیب میدهد. یک اتاق عمل را از برنامه ها خالی بگذارید!!
عملکرد بیمارستان بهتر میشود و حتی درصد معناداری عمل هایش با یک اتاق کمتر زیادتر میشود. چگونه؟
بهتر است به کتاب مراجعه کنید.
@parrchenan