دوچرخه و ماشین ها
سوار دوچرخه هستم و از فرعی به اصلی خیابان میپیچم. برای آنکه ارزیابی از ماشین های پشت سرم داشته باشم تا به متنها الیه خیابان برسم سرعتم کم است. ماشینی بوق کشان از کنارم رد میشود.
دَرد.
بلند واژه بالا را فریاد میکشم.
کلا تا حدودی به صدا و آلودگی صوتی و بوق حساسم.
۲۰۶ است و یکهو جلویم میپیچد و از ماشین پیاده میشود. چنبر را به جک میزنم. منتظر رفتار او می مانم. لحظه ای یادم میآید بند کفشم را محکم نکرده ام. و در دعوا خیلی ضایعست کفش آدم از پایش در بیایید. یک جوری فانتزی است. جک میشود، دعوا با پای برهنه و کفش وسط خیابان. هیچ وقت بند کفشم را جز در ورزش و دویدن محکم نمیکنم. یعنی حتی پوتین سربازی بهم بده، از آن یک دمپایی در میآورم که در هر گام لِخ لِخ کشیده شود.
قدی از من بلند تر داشت اما هیکلی پفکی. دوچرخه و رکاب زدن هم عضلات آدم را در دقایق اولیه گرم میکند و بدن را برای واکنش های بدوی_ غیر متمدنانه (دعوا) آماده و گرم نگه میدارد.
رفتم چشم تو چشم شدم، پرسیدم چته؟
به چشمانم را زد و جملات بی سر و تهی گفت.
اتفاق خاصی نیفتاد و سوار چنبر شدم و راهم را ادامه دادم.
چند نکته:
صبحش صورتم را اصلاح کرده و سبیل خنجری مرتبی را بر چهره ام کاشته بودم. به نظرم برای دوچرخه و رکاب زنی شهری تا حدودی قیافه ای اینگونه برای رانندگان معمولاً حق به جانب تهرانی و مدعی مالکیت خیابانها، راهگشاست.
این لباس های استرج و شلوارک ، معمولاً به نقطه ضعف رکاب زنی در تهران در مواجهه با رانندگان بد قلق تبدیل میشود. پیشنهاد چنین پوششی را به رکاب زنان شهری، به خصوص بانوان رکاب زن، اصلا نمیدهم.
اگر برای ما اصل، رکاب زدن باشد، پوشش خیلی خاص آخرین ورژن رکاب زنی کشورهای اروپایی، فرع ماجرا ست.
داشتن چهره و قیافه ای مصمم برای رکاب زنی در شهر های ایران، حتی گاهی ضرورت است.
۲. از حق خود دفاع کنیم. در مجموع کلی و کل زندگی اصلی داشته باشیم که مظلوم واقع نشوم. یا دقیقتر گفته باشم، از جانب فرد و افراد، به راحتی ظلم پذیر نباشم.
این صفت چه فایده ای خواهد داشت؟
پاسخم این است: در رویه کلی زندگی میتوانم، چنین خصلتی داشته باشم و در نتیجه به راحتی از حق خود نخواهم گذشت و ظلم پذیر نخواهم شد.
مثلا اگر کارمند بانکی به ناحق، رفتاری انجام دهد. حتما با بازرسی بانک تماس میگیریم. و اکثر مواقع راهگشاست.
۲. اگر راننده هستیم. به فرهنگ دوچرخه سواری که کم کم در حال پا گرفتن هست، بهای بیشتری داده و از سر صبر و همدلی با آنها مراودات داشته باشیم. چند ثانیه صبر کردن برای عبور دوچرخه سواری که به جای نیروی بخار و احتراق موتور بنزینی به عضلات خود تکیه کرده است، کار سختی نیست.
پی نوشت:
با بازگشایی مدارس و کرونا و احتمال سرایت از طریق سرویس مدارس، میشود پیشنهاد دوچرخه را با فرزند و اولیا مدرسه داشت.
پدرم برای من از سال اول دبیرستان برای رفت و آمد به مدرسه دوچرخه خرید و اینگونه دوچرخه قسمتی از زندگی ام شد.
@parrchenan