شگفتی
هفته پیش بود که متنی از مصطفی ملکیان خواندم که پیشنهاد خواندن رمان نوجوان به نام شگفتی را داده بود
و خوب من این رمان را خوانده بودم و کتاب را امانت به دوستْکودک خود داده بودم. او نیز خوانده و کیفش را کرده بود. از این رمان، فیلم نیز ساخته شده است، روزی به همراه این دوست، فیلمش را نیز دیدم.
فیلم نسبتاً خوبی بود اما آن زوایای گوناگونی که در کتاب بدان پرداخته شده است را نمیتوانست بیان کند، کتاب، یک نتیجهگیری و مانیفیست داشت که عملاً در فیلم حذف شده بود. اما اتفاق جالبی که برایم افتاد آن بود که فیلم شدن کتاب، یک نقطه ضعف بزرگ دارد. در فیلم به کمک موسیقی، کادر بندی ها و فرم، امکان آن وجود دارد، موضوعی برجسته شود که در کتاب، حاشیه بوده است. مثلا مردن سگ خانواده در کتاب، حاشیه ای بیش نیست، اما در فیلم پر رنگ است و اتفاقاً اثر گذاری زیادی بر مخاطب کودک میگذارد.
در واقع فیلم امکان خلاقیت و خیال اندیشی که در کتاب دارد را از مخاطبِ بخصوص کودک خود میگیرد.
او را درگیر حاشیه میکند و از متن اصلی دور میکند.
نتیجه:
همچنان رمان و کتاب بخاطر فاعل بودن و کنش گر بودن، و ایجاد خیال پردازی بالا را بر فیلم بخصوص برای کودکان ترجیح میدهم و پیشنهاد خواندن این رمان جذاب با روایت های متفاوت شخصیت ها را پیشنهاد دارم.
@parrchenan