از زید آبادی این چهارمین کتابی بود که می‌خواندم. دوستم، پیمان تعریفش را کرده بود و با خواندن زندگینامه خود نوشت نویسنده به این کتاب که پایان نامه دکتریاش بود علاقمند شده بودم.

 

کتاب، به مفهوم « دولت_ ملت» و سیر تاریخی آن در جهان و سپس سیر هنوز ناقص آن در ایران تا به اکنون می‌پردازد.

 

انصافاً نیز این مفهوم را توانست، برای من، تا حدود زیادی تعریف عملیاتی کند. در واقع ریشه بسیاری از مشکلات کنونی ما، این دوگانه های موجود در کشور ریشه در عدم شناخت این مفهوم دارد. ملی‌گرایی افراطی، باستان گرایی های کذایی، شیعه گری های عالی و... را میتوان شناخت و فهمید.

مثلا به کمک همین مفهوم، اتفاقات قره باغ و چگونگی مواجهه من و مای ایرانی را می‌تواند نشان دهد.

این کتاب به من نکته ای آموزاند:

 از اتوپیای خیالی جهان وطنی که مدتهاست از ان فاصله گرفته ام را به واقعیت عینی و در دسترس ملی نزدیک کرد و پنداره ام را در این جهت سامان داده و به من فهماند به دنبال ایفای حقوق ملی خود باشم.

 

 

@parrchenan