سهیل رضازاده:

در فضای نت، یک چالش جوان‌های دهه هفتاد هشتادی درست کردند:

 از عکس العمل والدین نسبت به سیگار کشیدن خودشان فیلم می‌گیرند. بنده خدا پدر و مادرها، بهت زده و یا خشمگین میشوند و...( اعتراف میکنم ناجوانمردانه میخندم به این فیلم ها و این چالش)

 

یاد خودم افتادم وقتی مربی بچه های شبانه روزی بودم. پیش بچه ها حرمت داشتم، می‌دانستم چندتایی از آنها سیگاری شده اند. اما هیچ وقت جلو من سیگار نکشیدند. حتی وقتی ترخیص شدند.

حس خوبی می‌گرفتم از این حرکتشان.

 

 پی نوشت:

  چالش انداختن هم چیز جالبی است، از صبح به آن فکر میکنم، این که خُرد خُرد، آدمها، تلاش می‌کنند جمعی از دیگری ها که نمی‌شناسند و حتی امکان شناخت آنها را هم ندارند، بر چهرشان، خنده بکارند ( تلاش کردم وجه مثبت ماجرا را ببینم)

 

@parrchenan

 

زنگ زده ام به تماس گیرنده تا پیرامون مددجو، اطلاعات بگیرم.

پسرکی تلفن را بر میدارد. صدایش تا حدی خشمگین شده است، از او می‌خواهم گوشی را به مادرش بدهد که پاسخ میدهد:

من درس دارم و الان کلاس من است و وقت من.

او با تلفن مادر در حال مدرسه و کلاس و درس و در یک کلام آنلاین بود.

 

پی نوشت:

تبدیل حوزه های فردی به حوزه های عمومی اتفاق در خور مطالعه است. موبایل، تبلت، لپ تاپِ فردی به مِدیا خانواده تبدیل شده است.

 

 معلم‌_والد شدن و در عین حال والد_معلم بودن آن سر گوشی ها( معلم هایی که درس میدهند و خود والد هستند) هم جالب است و در خور فهمیدن.

 

و همه اینها یعنی دهکده جهانی شاید تبدیل به هم خانه شدن جهانی درآمده است. مثلا تو با برنامه استراوا با همه دوچرخه سواران جهان، هم خانواده می‌شوی و یا از طریق برنامه های همچون اینستا و تلگرام، مجبوری و باید شیشه ای باشی و صادق و همه از هم باخبر.

 

 

 

@parrchenan