نوزاد را بیمارستان به والدین تحویل نداده چرا که در خون مادر، آثار مواد مخدر بوده است پس، بازدید از منزل می‌رویم.

خانواده ی کارگر است. مرد خانواده‌ کارگر و نصاب تزئیناتی است و دکوراسیون منزل خودش را هم بسیار زیبا درست کرده است. با لحن و کلمه های لاتی قدیم صحبت می‌کرد: به خاک پات قسم، مرتضی علی نگهدارت، غلامم...

مادر نوزاد گفت در دو ماهی که در منزل مادرش بوده است، چند بار درد کلیه گرفته بود و پدرش که تریاکی بوده برای دردش، تریاک تجویز کرده و مردش از این موضوع بی اطلاع بوده است.

مرد لوتی که داشت شاخ و شانه میکشید برای زن و خانواده زنش را گفتم:

 اکبر جون!! این تقصیر شماست. چشمای اکبر گِرد شد. پرسیدم به زنش می‌رسد؟ با همان زبان لوتی توضیح داد که به علی قسم فلان قرص ویتامین و بهمان چیزها را خریده و کم نگذاشته است....

 پرسیدم: اکبر آقا اگر تو همدم و نفر اول زندگیش باشی اگر جایی اش دردش بگیرد از تو باید بپرسد یا پدرش؟

اینکه تو نبودی و او از پدرش کمک خواسته تقصیر کیست؟

سکوت کرد و گفت راست میگی. 

ساعت چند خانه می آیی؟

دیر.

و اینجا چه زمانی می ماند که حرفها و درد و دلهای همسرت را بشنوی؟

 رو کردم به خانم و گفتم: خواهرم هر چه هم بگم اکبر آقا هم در این‌جا می‌تواند مقصر باشد، وزنه شما سنگین تر است...

خانواده دوست داشتنی بودند. می‌پرسد، بچه ام را چه کنم؟ پاسخ می‌دهیم که گزارش را گونه ای تنظیم می‌کنیم که ظهر بروی تحویل بگیری.

 

 شروع به دعا کردن میکند:

 خدا ناموست رو برات نگه داره

رو میکند به همکارم و می‌گوید: خواهرم خدا آتیش جهنم را به حق آقام مرتضی علی برای خودت و خانواده ات حروم کنه.

 پی نوشت:

اگر این امکان بود که کیفیت رابطه که به حضور در کنار هم است را به کمیت خانواده که بعد مالی خانواده است، تقویت کنیم. شاید مثلا ماشین ظرفشویی، نداشته باشی اما غم ها و دردها و لذت ها و خوشی های محبوبت را بدانی و با هم شریک باشید. این لذت بر آن می چربد. چرا که در لحظه است و شُرب مدام و آن یکی، تا برآورده شد و تهیه شد. ملال آور خواهد بود.

 این روزها که اقتصاد خانواده ضعیف تر شده است، دویدن بیشتر ممکن است به سست شدن رابطه بی انجامد. این نکته مهمی است که بهتر است لحاظ کنیم.

 

@parrchenan