بازدید از منزل رفته ایم.
پدر بزرگ و مادربزرگ زمین گیر شده و در بستر نالان هستند. پسرشان معتاد است و فرزندش را که نوه آنها میشود و از کودکی او را بزرگ کرده اند را بسیار اذیت می‌کند.
پدربزرگ می‌گوید توان جسمانی و مالی نگهداری نوه ام را دیگر ندارد و نسبت به امنیت نوه اش و پسر معتادش احساس خطر میکند.
زمین گیر بود و توان مقابله با پسرش را نداشت.
مادربزرگ می‌گوید:
تا قبل از کرونا در تالار کار میکرد و زندگی را تامین میکرد حتی نوه اش  را چند سال کلاس باله و زبان گذاشته بود. کرونا آمد تالار تعطیل شد. با ماشین و اسنپ کار کرد و در کمتر از چند ماه ستون فقراتش آسیب دید و اکنون توان حرکت ندارد.
دختر که پانزده سال داشت، در حالی‌که سگی پشمالو رو  بغل کرده بود،در پرسشم پاسخ داد تمایل دارد به بهزیستی بیاید. گفتم دلت برای سگت تنگ نمی‌شود؟ گفت نه اما همین سگ بود که وقتی بابا داشت مرا با لگد میزد آمده بود و از من دفاع می‌کرد.

از خانه آمدم بیرون. حالم عجیب گرفته بود‌. کنار ماشین روی جدول پیاده رو نشستم. با خودم فکر میکردم  این خانواده این پیر زن و پیر مرد و حتی پسر ناخلف و نوه اش، همه با هم نیاز به کمک مالی، پزشکی، فکری و... دارند و ما ناتوان از حل مشکل. نهایتاً بتوانیم دختر را در  بهزیستی پذیرش کنیم.

 نتیجه راوی:
۱. خانواده های بسیاری هستند که رنگ و و لعاب، یا بهتر بگویم روبنایی که عیان کرده اند، نشان فقر و فقیر بودن و مستضعف بودن نیست. سگ پت داشتن، گوشی داشتن ماشین داشتن... این روزها نشانه‌هایی است که ممکن است رهزنی کند.
۲. آسیب کرونا و بیکاری های پس از آن این روزها در حال رُخ نشان دادن است. خانواده ای که  تا به سن کهنسالی خود را به هر طریق رسانده اما کرونا، آنها را ضربه فنی کرد. با خودم فکر کردم حتی با هزینه ای مختصر هم نمی‌توان کمک حال شد. هزینه درمان لازم و بایدی که این دو باید انجام میدادند، حدس میزنم بیش از صد میلیون تومان میشد.
۳. گویی بعضی از آدم ها، که این خانواده نمونه ای از کل بود، آرام آرام خود را منتظر نگه داشته اند.
انتظار می‌کشند.
 انتظار مرگ.

 یاد قسمتی از  رمان جای خالی سلوچ افتادم که بابای قدیر رو به آفتاب می‌نشست در انتظار مرگ( سالهای خیلی دور خوانده ام و نمیدانم تا چه میزان نامها و فضا ها را درست به یاد آورده باشم)

پی نوشت:
شاید همه اینها، این قصه بسیار تلخ را گفتم که حواسمان به دیگری ها بیشتر باشد.
 دیگری های شکسته شده اما هنوز روبنا دار.

@parrchenan