حاکم کتی
خوب بابای ما 10-12 پسر عمو دارد. خوب به طبع آن آنها هم سالها پیش ازدواج کرده اند و زن و بچه راه انداخته اند دیگر.
این پسر عموی بابامون هم زن دارد( خوب مثل جون های این دوره زمونه نبودند که یا بی خیالش بشند و یا سر از بازار مشترک در بیاورند). این آقا که زن داره خوب زنش هم بابا – مامان داره دیگه.از زیر بته که در نیامده تازه مثل این دوره زمانه نبوده که بگه من با ننه بابات کاری ندارم خودت و رو عشق است. خلاصه بابای زن پسر عموی بابای ما فوت کرد و در نتیجه عزرائیل زد به فامیلم ما.(حالا دیدید بی خود به ما ها نمی گند ترک !!!! ). خلاصه حالا اگر وسط کویر مسافرت رفته باشی. رفته باشی بالای کوه قاف این تکنولوژی بی همه چیز که یک موبایل 5 در 10 سانتی متری درست کرده و گذاشته تو جیب بقلت، زنگ می زنه و باید برگردی. حالا عزرائیل یکی دیگه از فامبلهای مرا خوابانده در آب نمک، تا اگر احیاناً زدی و رفتی سفر با اون تکنولوژی خاک بر سر خبرت کنند که بیا عزرائیل یک آس دل کشیده زده وسط ، حاکم کتی شدیم .!!!!
بابا این قدیم ها چه حالی می کردند ها. زندگی می کردند پیر می شدند کنار بچه هاشون و جلو چشمشون می مردند. اما امان از تکنولوژی. پیر زن 90 ساله که زندگیش رو کرده به زور این که تو دماغش لوله بکنند و مغز کما رفته رو حی بچزونند که نه تو نمردی می خواهند چند روزی بیشتر در این عروس هزار شوهر نگه دارند که البته تو این تعطیلات عید خیلی بد می شه که آی سی یو بیمارستان خالی بمونه!!!!
حالا ما با ترس و لرز داریم بار مسافرت رو می بندیم که بریم . اگر دوباره حاکم کتی نشدیم 6 فروردین بر خواهم گشت تا به همراه آلاله مسافر سیستان باشیم و زائر تفتان.