پوزش
سیلی زدن بر سرباز و رفتارهای بعدی ضارب
معمولاً تلاش دارم وارد مباحث روز نشوم ولی اگر توانستم نتیجهای فردی در آن بیام و کشف کنم، تحلیل اش خواهم کرد. شمس تبریزی سخنی دارد که مرا کمک میکند از دریچه نگاه خود بتوانم به موضوعات بنگرم و از آن برای رشد خود استفاده کنم و گرنه که، سخن به یک تحیلی سیاسی فاقد کارکرد مثبت برای شخص تبدیل میشود
«تاکی بر زین بی اسب سوار گشته و در میدان مردان می تازید و تا کی به عصای دیگران به پا می روید؟ این سخنان که می گویید از حدیث و تفسیر و حکمت و غیره ، سخنان مردم آن زمان است که هر یک در عهد خود به مسند مردمی نشسته بودند و از خود معانی می گفتند و چون مردان این عهد شمایید ، اسرار و سخنان شما کو؟ بعضی کاتب وحی بودند و برخی محل وحی. اکنون جهد کن که هر دو باشی هم محل وحی و هم کاتب وحی خود باشی» ( منتقل العارفین)
«تو را از قِدَم عالم چه؟ تو قِدَم خویش را معلوم کن، که تو قدیمی یا حادث؟ این قدر عمر که تو را هست در تفحص حال خود خرج کن، در تفحص قدم عالم چه خرج میکنی؟»
باری با این مقدمه به اصل سخن برگردم. در یکی از پرونده ها، پدر، رفتاری دل آزار با کودک خود داشته بود که از مصادیق بارز کودک آزاری بود، مصاحبه با کودک و مادر و شواهد امر نیز آن را تأیید میکرد. بنا بر گفته ها پدر، فردی ذی نفوذ است. از او پرسیدم که این رفتار را انجام داده است؟ و قاطعانه رد کرد. پس پرونده را خواستم قضایی کنم تا قاضی به آن رسیدگی کند.
وقتی که دید موضوع جدی است در نهایت عذرخواهی کرد و مراجعه به روانپزشک برای خود را پذیرفت و ...
در مورد سیلی خوردن سرباز توسط نماینده، رفتار بعدی نماینده مورد توجه است. به در و دیوار زد و تکذیب کرد، دروغ پشت دروغ گفت و در نهایت با یک عذرخواهی میخواهد که موضوع تمام شود.
این نوع رفتار را برای خود و دیگران نپسندیم. چرا؟
واژه و جمله ی ببخشید، معذرت میخواهم، یعنی چه؟
تا به حال به آن دقت کرده ایم؟
ببخشید قسمتی از جمله ای ناپیدا است. مثلا در مورد این نماینده، جمله اینگونه است:
ببخشید (که من بر صورت تو سیلی زده ام(قسمت ناپیدا جمله)).
آیا این رفتار نماینده کریه بود؟ اگر پاسخ آن را برای خود آری میدانیم. خود اینگونه رفتار نمیکنیم؟
با یک ببخشید سر و هم ماجرا را نمیخواهیم تمام کنیم؟
در پوزش، اصل اول اعتراف به رفتار اشتباه است و اصل دوم، اقدام جهت جبران آن، در صورتی که فرد مقابل ما پاسخ آری بدهد. باز به جمله دقت کنیم:
ببخشید ( که من بصورت تو سیلی زده ام)
و جمله اینگونه میشود:
میبخشی مرا ( که من بصورت تو سیلی زده ام)؟
و پاسخ آری یا نه مخاطب، فرصت جبران و چانه زنی جهت چگونگی آن را مشخص میکند.
نتیجه راوی:
۱.همه ما ممکن است رفتار نامطلوب با دیگری داشته باشیم، اما شرط لازم و کافی عذر خواهی را بیاموزیم.
۲.نگاه بالا به پایین، از سر قدرت، ثروت، سن، جنسیت نداشته باشیم
۳. حتماً به رفتار اشتباه خود اعتراف کرده، سعی در جبران آن داشته( تاوان، تُأون) آن را بدهیم.
ورنه که زیستی کم کیفیت را در طول عمر خواهیم کرد، چرا که به رشد نمیرسیم و نهال میمانیم و از میوه دهی محروم.
در پرونده مد نظر، وقتی که پدر، پذیرفت رفتار کودک آزاری را انجام داده پذیرفت اقدامات جبرانی را انجام دهد. تغییر گفتار و ترس پدر از قضایی شدن پرونده اش، مشهود بود و رام شده.
@parrchenan