برشهایی از تفت آن ( تکه هایی از گزارش برنامه تفتان) 1
۱.
برنامه 6 روزه ما هم به بلوچستان به اتمام رسید و کوله باری از تجربه نصیبمان شد.
این برنامه را 2 سال پیش نیز برگزار کرده بودیم که با نام عمو قدرت۱ - عمو قدرت 2نگاشته شده است.
در ضمن برای عکس های این برنامه از برنامه 2 سال گذشته هم استفاده خواهم کرد تا در سومین سالگرد پرچنان بر خود قیاسی کنم ممارست در عکاسی را.
قصدم برای نوشتن گزارش برنامه نیست تنها تکه هایی از سفر را بازگو خواهم کرد.
ما 7 فروردین 87 با قطار عازم کرمان شدیم نه به این خاطر که کرمان سرمان خورند بل آنکه سرمان پر از اندیشه شود از سرزمینی که زمانی شاهراه و قلب ایران و شرق آسیا بود. قبل از آنکه دماغه امید ( واقعه در انتهای آفریقا) امیدمان را نا امید کند و تکنولوژی، مسیر کاروان های هزارتایی شتر را به بیابان سکوت تبدیل کند( به قول پیر تاریخ نویس آن دیار باستانی پاریزی)
قطار بود و موجز گویی امیر از سفر هفته گذشته اش به شبه قاره هند و جان کلامش آن بود که هند و کثافت در هم آمیخته و در هم آمیختن انسان و میمون و سگ معجونی به نام فرهنگ هند بوجود آورده است.( امیر جان، جان رفاقتمان دست از مختصر گویی بردار و در وبلاگ گروه آلاله بنویس از این شبه قاره و آنکه عکسهایش فراموش نشود) .
در کرمان مرقد شاه نعمت ا.. ولی را به تماشا نشسته بودیم.
دنیای حبابی درویش
خانقاهی که زمانی شکوه خود را داشت اکنون نام آن خانقاه شده مرقد شاه نعمت ا.. ولی. مگر چه اشکالی داشت همان نام خانقاه بر رخسار این مکان قرار می گرفت . خانقاهی که در فرهنگ یران بعد از اسلام عمری به درازای 1000 دارد و اینک هرچه بر این فرهنگ فخر می فروشیم از بستر خانقاهی بیرون تابیده است( مولوی و سعدی و...)
هو
وارد خانقاه یا همان مرقد شدیم.گویی درون یکی از غزل های سعدی نفس می کشم.سرو رعنای ایرانی و نماد ملی ایرانی در جای جای این مکان احساس می شود. اما همه ی غزل سعدی طربناک نیست و مصرع هایی از آن می شکند دل.یاد دو سرو از ریشه کنده شده ای افتادم که دو سال پیش در همین مکان دیدم هر چه گشتم نتوانستم دقیقاً محل آن را بیابم و انسان است و نسیان و این نسیان عادت فرهنگ ایرانی جماعت است که چه زود فراموش می کند آنچه بر سرش آمده است.
سرو هنوز رعنا
جالب است که در این جا شاه نعمت ا.. برای حکومت محبوب است و دوست داشتنی، به این دو دلیل که یک، هم محل زایش پول است( توریست) و هم نشانی از فرهنگ شیعه در قرن ششم ایران اهل سنت و جماعت دارد.
اما چه راحت می توان بر دراویش نعمت ا..ی تاخت و در مدت 2 سال سه خانقاهشان را نابود کرد( فارق از خوب و بد بودن این فرهنگ، که اگر می خواهیم زنده بماند این ریشه ،تساهل و تسامحه فراموش شده باید بازیابی شود)بله انسان است و نسیان.
سروستان
نماد ایرانی
چله خانه
ادامه دارد...