برشهایی از تفت آن ( تکه هایی از گزارش برنامه تفتان) 4
در ارگ نشسته و مشغول درست کردن غذا بودیم که گفتم بروم با دوست جدیدیی که به همراه آقا داود آمده است سلام و سلامتی کنیم. در بین سخنان آقا داود بود که متوجه شدام ایشان قله برود پیکیکی از 14قله ی 8000 جهان و دوازدهمین آن ، که در منطقه هیمالیا واقع شده است را صعود کرده اند. اول مقداری هنگیدم و متوجه موضوع نشدم . اما بعد به خود آمد و در محمد نصیری غرق شدم. 5/3 ساعت گفت و گفت . از برنامه های انتخابی تا صعود و فرود قله آنچنان که مرا در افسون صعود خود غرق کرد.من متعجب از این که این مرد بزرگ چگونه کوچکی مثل مرا قابل دانسته است و این گونه بر چون منی سخن پراکنی می کند( شاید شما که اهل کوه نباشید عظمت این کار ایشان را ملتفت نشوید) اما دوستانی داشتم و دارم که با یک صعود زمستانی دماوند آدمی را لایق سلام کردن هم نمی دانند. خوب هر چه باشد کوه است و بزرگی آن بعضی مواقع ضد خود عمل می کند.در ادامه برنامه بر عظمت و حسن منش ایشان بیشتر واقف شدم و بر آن غبطه خوردم(شایدم حسودی کردم)ایشان مثال بارز همان مثلی است که هر چه درخت پر بار تر سر به زیر تر.
امسال نیز قرار است به همراه تیم کارگری ایران قله های گاشبروم 1 و 2 را همانهایی که اسطوره کوهنوردی ایران ، اراز را از ما گرفت ، صعود کنند. برایشان آرزوی موفقیت می کنم.
برای اطلاعات بیشتر در مورد قله های ۸۰۰۰ اینجا را ببخوانید
چوب طلا
همنشین سنگ( خاری که گل کرده است)