روزه
از صبح کار کرده بودم و بسیار خسته بودم. کار، توأمان با فعالیت جسمانی زیاذ بود و روزه داری رخصت تجدید قوا نمیداد. ساعت نوزده بود که از بی آرتی پیاده میشدم.
اگر بدن را چهار بخش فرض کنیم. بخش اول سر و گردن استو بخش دوم کتف و سینه سپس بخش سوم شکم و کمر و در نهایت از کمر تا نوک انگشتان.
همین که از بی آرتی پیاده شدم، دیدم در بخش دوم بدن، که همان شانه و سینه است، خمیده شده ام. اما توانایی و انرژی که برای صاف کردن این بخش از بدن نیاز بود را نداشتم. یک کار به همین سادگی را ناتوان شده بودم و این متعجبم کرد. آخر چرا نمیتوانم؟
نمیدانم تا به حال دویده اید یا نه. اما هر کس متناسب با توانای که دارد، میتواند بدود،مثلا یک ساعت، با سرعت نورمال، اما همین که توان بدن، کاهش پیدا کرد، واکنش بدن قوز کردن است، سینه ها شل کرده و به سمت جاذبه زمین خمیده میشود.
در واقع برای یافتن آنکه بیابیم انسانی در کجای خستگی است، این بخش بدن و پوزیشن آن میتواند نشانه مهمی باشد.
اما در آن لحظه که من پشت خمیده از بی آرتی پیاده شدم و توانایی راست قامت کردن نداشتم، تصویری جلو پندارم روشن شد.
آن هزاران تصویری که از برادرانم، در کنار و گوشه خیابان با نام کارتون خواب، معتاد و غیره تا به حال دیده بودم.
اکنون برادرانم را بیشتر درک میکنم.
یکی از کارکردهای روزه داری فهم دیگریست. برای تبدیل شدن پندار یک معتاد یا کارتون خواب به واژه ی «برادرم»، گویی این خستگی را لازم داشتم.
پی نوشت:
۱.سال پیش بود که در اداره دیدیمش، یک فرد جنتلمن با ماشینی اعیانی، چند ماه آمد و کار نظافت اداره را انجام میداد. تعریف کرد که حکم دادگاه داشته است و خودش قهوه خانه ای بزرگ در فلان جای شهر دارد. اما جمله ای گفت که از آن زمان در جوف حافظه ام بایگانی کرده ام. او گفت: الان که کار نظافت اینجا را انجام میدهم، آن صحبت شاگردان قهوه خانه را میفهمم که وقتی گیر میدادم چرا میز را تمیز نکرده ای ، پاسخ میداد، بخدا تمیز کرده و اما من باور نمیکردم. او برای رسیدن به مرحله فهم برادری با کارگرانش نیاز به آن حکم دادگاه گویی داشته است.
شاید بتوان یکی از کارکردهای روزه را فهم برادری دانست. فهم برادری طیف دارد. اینکه البته قرار نیست و امکان آن هم وجود ندارد، که با روزه فهم حداکثری از برادری را کسب کرد.
۲. برای فهم مفهوم برادری میتوان به کتابها یا مقاله های مربوط به لِسینگ مراجعه کرد.
۳. برادری مفهومی مدرن است که پس از انقلاب کبیر فرانسه با شعار برادری و برابری وارد فرهنگ جدید شد و نباید آن را با مفهوم دینی این واژه یکی دانست.
@parrchenan