از بازدید منزلی در حال بازگشت به اداره هستیم. تا میرسیم ، دست به گزارش میشوم و پرونده را قضایی میکنم. 

چرا؟

در مصاحبه بیان شده بود که پدر کودک که مصرف کننده و شیشه ای هست، کودکش را تهدید های گوناگون میکند. یکی از انواع تهدید هایش آن بود که با ساطور انگشت هایت را قطع میکند. یا از بالکن پراش میکند.

 پدر کودک گاهی دچار توهم میشد.

 کودک شبها خوابش نمی‌برد.

نتیجه:

۱. کودکانمان را تهدید نکنیم. هر تهدیدی. اگر این تهدید نمره صد از صد میگیرد، تهدید نمره ده از صدی هم نکنیم. 

۲. مرز تنبیه و تهدید و خشونت و انتخاب کردن را بشناسیم.

 

پی نوشت:

از مادر کودک سیؤال بی ربطی میپرسم، چی شد شما با این آقا ازدواج کرده اید؟ سیستم خانوادگی و تربیتی تان به فضای این مرد نمی‌خورد؟ 

 پاسخ:

پانزده سالم بود و عاشقش شدم، بچگی کردم و پایم را در یک کفش کردم که او را میخواهم.

نتیجه:

 دختران و پسران جوان، زود ازدواج نکنید. درد و رنج آثار این حرکت را انسانی دیگر به شدید ترین حالت، ممکن است تحمل کند و درد و رنج شما را مضاعف کند.

 تا سن بیست سال به تجربه بزرگسالان خود اعتمادی نسبی داشته باشید و به وزن این تجربه بر عقل و عواطف و درایت خود سنگینی بیشتری دهید.

 

@parrchenan