کلان
از بیمارستان برای طفلی سه ماهه زنگ زده بودند. لگنش شکسته بود. تبعه افغانستان بودند. از مادرش شرح حادثه را میپرسم، میگوید: از دست برادرم افتاد. میپرسم چند سال دارد؟
ابتدا، سخنش را درست متوجه نمیشوم، یک «ک»و «ل»ای شنیده ام. میپرسم: کرو لال است؟
اینبار تلاش میکند گویاتر پاسخ دهد.
میگوید: کلان است.
نئشه این واژه میشوم. یعنی بزرگ است؟ و سر تکان میدهد.
چقدر از این واژه میشود بیشتر استفاده کرد و ما کم تر استفاده میکنیم.
مثلا در جمله بیاورم: او کلان تر از علی است و علی خُرد تر از ناصر.
فارسی بکری دارن افغانها.
@parrchenan
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰ ساعت توسط سهیل
|