امانتی
محبوب پس از سفری چند روزه به منزل بازگشته است که تلفنش زنگ میخورد. با مادرش گپ و گفتی میکند و گوشی را به من میدهد.
پس از احوالپرسی های معمول، مادر از من میپرسد:
امانتی دستت رسید؟
در فکر فرو میروم چه امانتی؟ آیا امانتی داشتم؟ حتی نایلونی که دستش بود و نگاهی می اندازم.
اما چند ثانیه بعد، پاسخ را می یابم، پاسخ میدهم، آری رسید و بسیار سپاسگزاری میکنم.
سخنراوی:
همه ما امانت هستیم. امانتی. اصلا بشر یعنی امانتی.
حتی اندام ما برای شخص خود ما هم امانتی است. سلامتی و تندرستی مان هم و...
وقتی نگاه امانتی به خود و دیگری و هر چیزی از کره زمین و محیط زیست گرفته، تا خانواده و همسر و فرزند و والدین و همسایه و هموطن و همشهری و همهای دیگر، مسیولیت پذیر تر میشویم.
از خطای استراتژیک امر ثابت به موضوعات داشتن فاصله گرفته و همه چیز و همه کس را امانتی خواهی دید.
امانتی یعنی بازه زمانی و مسیولیت فردی خود تو.
نگاه امانتی نگاه بسیار زیبایی است چرا که در بطن واژه بازه زمانی مستتر است و حس مسیولیت، تا نگاه مالکیتی که بازه زمانی ندارد و گویی تو را به گمراهی ثابت بودن امور میاندازد و تا حدودی مسئولیت گریز است.
@parrchenan