طب اسلامی
هنوز گاهی به نیت کار داوطلبانه، برای هم فکری و یافتن راهی جهت کم کردن اختلافات خانوادگی برای آشنایان اقدام میکنم.
به منزل آشنایی رفته بودم که اختلافات زیادی بین پدر و فرزند و والدین وجود داشت.
یکی از مشکلاتی که در این خانواده کشف کردم آن بود که پدر این خانواده احتمالاً دچار اختلال روان بوده و سالها دارو مصرف میکرد که به یکباره با طب اسلامی و تغذیه اسلامی آشنا میشود و داروهای شیمیایی مضر!! را ترک کرده و به نمک دریا و این قبیل رو میکند.
و البته که پس از آن خانواده دچار تنش های شدید و بغرنج میشود.
فلش بک:
اقوام جده پدری ام، در بازار های اصلی تبریز و مشهد، عطاری داشته و دارند و به سید عطار معروف بودند. اما از کودکی بیس و مرجع ما برای درمان، پزشک بوده است و در مکمل فرعی آن تجویزات عطاری.
به تازگی اما عطارها، حکیم شدند و عطاری ها داروخانه و این عطاری که در بافت فرعی فرهنگی وجود داشت به بافتار اصلی در تجویز و تجهیز و کشف پزشکی نائل شده اند. چگونه؟ با تبلیغات ده ساله حاکمیت آنها خود را اصلی دیدند و پزشکی نوین را فرعی و رضاخانی و امپریالیستی! و درنتیجه شروع به تخریب پزشکی با عنوان داروهای شیمیایی کردند.
دو پارگی که در سیاست و فرهنگ و اقتصاد و حاکمیت وجود دارد این روزها به پزشکی نیز رسیده است و بدیهی ترین اصول پزشکی را زیر سیؤال میبرد.
تبصره:
آیا بشر امروز خود را مفتخر به علم میداند؟
من خود را مفتخر بدان میدانم. مثلا در طول فرایند سی سال گوشی موبایل ۷۰۰ گرمی تبدیل به گوشی های تاش و تاشو و اندرویدی و... شد. چگونه؟ به وسیله علم و آزمون های علمی و اقتصاد کلانی که در این امر صرف شد. به مراتب هزینه های بیشتر و اقتصاد بیشتر و علم و دانش بیشتر صرف کشف همان داروهای شیمیایی میشود که طب اسلامی با نگاه تحقیرآمیز به آن مینگرد.
من مفتخر میباشم که داروهای شیمیایی که به واسطه دانش و علم بشری کشف شده است مصرف میکنم و اختلالاتی که ممکن بود روان و جسم خودم را به واسطه این اختلال یا بیماری، خانواده و عزیزانم را تحت الشاع قرار دهد جلوگیری کند و روند کلی زندگی را به ممکن ترین صورت انجام دهم.
نتیجهگیری:
خوانندگان گرامی لطفاً اسیر و هجمه تبلیغات و طبالی های طب سنتی و اسلامی نشویم. با تفکر نقادی به تبلیغات آنها بنگریم و به روند زندگی خود که با ماشینی که به واسطه بنزین و واکنش شیمیایی داخل موتور اتومبیل که توسط علم مکانیک ساخته شده است، حمل و نقل میکنیم و نه با الاغ. به تلویزیونی که توسط علم الکترونیک ساخته شده است نگاه میکنیم و در زیر نور جریان الکتریسیته در ساختمانی چندین طبقه که فونداسیون آن توسط واکنش های شیمیایی سیمانی ساخته شده است زندگی میکنیم و نه در اتاقک های خشتی گلی.
به تمام معنا مجبور به زندگی با ادوات مدرن هستیم و آنگاه خردمندانه نیست به جای دارو شیمیایی که علم پزشکی به واسطه یافته ها و پژوهش های خود بدان رسیده است، بجای واکسیانیسون، به نمک دریا رجوع کنیم و برای درمان ریه های آمبولی و چرکین شده به مدفوع خر ماده و داروهای نام گذاری شده به نام امام حُمام.
پی نوشت:
۱.متاسفانه این تبلیغات و فضای آخر الزمانی که عده ای آن را دامن میزنند و این باور را پرورش میدهند که عن قریب زمین فرو خواهد پاشید، همین الان امام دوازدهم ظهور خواهد کرد و از این قبیل... آدم هایی که تا حدودی اختلال روان هستند و یا بهداشت روان نسبی دارند را به دو پارگی عمیق روانی دچار میکند. مراقب در معرض بودن با این نوع باورها باشیم.
۲. ای کاش کتاب دن کیشوت ایرانی از نویسنده استاد تازه اخراج شده از دانشگاه دکتر عبدالکریمی اجازه انتشار پیدا میکرد تا خواننده آن کتاب متوجه میشد چگونه تشدید باورهای آخر الزمانی در سالهای ۱۸۰۰ میلادی در ایران به ظهور مکاتب و پیامبران دن کیشوتی و رنج عظیم آدم ها منجر شد.
@parrchenan