این هفته دو فیلم دیدم:

۱. Momadland(عشایر):

 فیلم در جهت معنای زندگی بود. همه شخصیت های داستان مرگ عزیزی را تجربه کرده بودند و آنگاه بدنبال معنا دهی برندگی افتاده اند. در این فیلم سبک زندگی متفاوتی را به عنوان معنا زندگی معرفی میکند، ضمن آنکه سبک های دیگر زندگی کردن را تخطئه یا مسخره نمیکند. این فیلم را دیدم و سبک زندگی مینمالیستی، به معنای آزاد بودن بیشتر و رها تر بودن را از آن آموختم. این فیلم سبکی از زندگی را معرفی میکند که اصطلاحی برای آن دارم، بین دو پرانتز. پرانتز تولد و پرانتز مرگ و یکی از معناهای زندگی مشاهده زیبایی ها در بین این دو پرانتز است. مشاهده زیبایی های دم دست که در همه طبیعت وجود دارد.

به دوستانی که معنای زندگی را در تردید افتاده اند این فیلم را پیشنهاد دارم.

 و نکته دوم یافتن و درنگی بر مفهوم دوست

 

پی نوشت:

دیدن طلوع ماه کامل امشب حول و حوش ساعت نوزده و هفت دقیقه پیشنهاد میدهم. جایی مرتفع را برای مشاهده پیشنهاد دارم.

دیشب هنگام رکابیدن به سمت منزل، سرک کشید و از لالوهای منزل ها و کوچه ها ، گاهی رخ نشان میداد.

 بینهایت زیبا بود. زیبااا.

 

 

۲.فیلم زندگی پیش رو نیز فیلم متوسطی بود. رمان اش را بسیار بیشتر دوست داشتم. تنهایی و زوال، سرنوشت مخدوم انسانی است

@parrchenan