مهمان
صبح زود است و در حال شستن ظروف مهمانی شب هستم و حسی از لذت و آرامش دارم. ظرف ها را مثل نوعی پازل درست کردن به گونه ای میچینم که حجم زیادشان در آب چکان جا شود. حس معماری را دارم که در حال درست کردن، بنایی است. بنایی که فقط چند ساعت دوام خواهد داشت. با لذت ظرف ها از روغن ها و غذاهای مانده میشورم و پاک میکنم و لذت دیدن ظرف تمیز را تجربه میکنم.
برای من شستن ظروف در صبح هنگامی که سکوت و سکون سحرگاهی است یکی از بهترین ساعتم است و منبعی جهت آرامش.
به مهمانی شب فکر میکنم. این که چرا آمدن مهمان برای انسان این مقدار لذت بخش است؟
این روزها کتاب جهش اجتماعی را میخوانم و پندارم در آن غوطه ور است. یکهو پاسخم را هنگام شستن دیس برنج مییابم. طبق فرضیه این کتاب، انسان به این دلیل تکامل یافته است و مغزش رشد کرده است که نیازمند به تعامل اجتماعی داشته است. فکر کنید اجداد ما در صدها هزار سال پیش میخواسته ماموتی را که چند ده برابر خود است شکار کند. قبل از آنکه او به ابزار شکار نیاز داشته باشد نیاز آن را داشته که بصورت گروهی این شکار را انجام دهد و نیاز به هماهنگی کاملی داشته تا از پس آن برآید و اینگونه مغز انسان به دلیل نیاز به تعامل اجتماعی با یک دیگر رشد کرده است.
با توجه به فرضیه کتاب، فرضیه خودم را مطرح میکنم. اینکه ما در مهمان شدن و مهمان داشتن گویی به تعامل اجتماعی روی میآوریم که در تبار ژنتیکی و تکاملی مان به صورت ناخودآگاه و درونی در آمده است و ما با این مهمان شدن و مهمان بودن در حال بر طرف کردن این نیاز هستیم، چیزی شبیه خوردن برای برطرف کردن نیاز گرسنگی. همان قدر طبیعی و همان قدر ناخودآگاه و ریشه در تکامل و لذتی که از آن میبریم بدلیل پاسخ یافتن آن نیاز است.
چند صباح پیش سخنرانی کوتاهی از دکتر هلاکویی مبنی بر نقد فرهنگ ایرانیان که مهمان را مقدم بر خود میدانند و خوراک بهتر، اتاق بهتر، وسایل بهتر را برای او میدانند در فضای مجازی خانوادگی مان منتشر شد و مادرم به آن سخت تاخت.
سخن هلاکویی اشتباه نبود اما قابلیت تفسیر های متعدد که تاختن بر او را مجاز بداند نیز داشت.
اما وقتی با این فرضیه که مهمانی نیز برطرفکننده یک نیاز درونی و تکاملی و ناخودآگاه ما میباشد نگاه کنیم حتی نقد دکتر هلاکویی را نیز میتوان پاسخ داد که تعامل اجتماعی که در میهمانی رخ میدهد یکی از مهمترین سائق های ما را پاسخ میدهد پس این نیاز در قامت باور و مذهب و عرف و فرهنگ به شیوه های متفاوت بروز میکند.
پی نوشت:
ظرف شستن در صبح گاهان را به عنوان یک تراپی، یک مدیتیشن، یک شیوه آرامش، امتحان کنید.
@parrchenan