وقتی همه خوابیم
این تفتان نامه هم آن قدر زیاد شده که ما برای نوشتن دلمان به تنگ آمده است.
پنجشنبه و جمعه جایتان خالی در خطه شمال و شهسوار بودم.
مدتها بود که جاده چالوس را تا به آخر نرفته و آن را به خاطرات سپرده بودم. بچه که بودم از این جاده تنفر داشتم ، چرا که همیشه حالم در پیچ و خم جاده به هم می خورد.
این پیچ و خم جاده و صدای رشید بهبود اف و لب لبی او بود که ما را بی قرار بیرون پنجره ماشین کرده بود. اصلاً گویی بهبود اف با پیچ و خم جاده چالوس خوانده است.
شمال هم که در این وقت سال عین بهار بود ، نه ،خود بهار بود. درختان ارغوان و شاخه های اعجاب بر انگیزش و میدان ها و بلوار های باصفای شهر های شمالی همگی بهار را مهمان بودند.در این پنجشنبه و جمعه اگر مرا کسی بهار صدا می زد شاید بر می گشتم و می گفتم بفرمایید.

ناز وکرشمه(اندیمشک)
بعد از مدتها نرفتن به سینما ، فیلم وقتی همه خوابیم بیضایی را به تماشا نشستم.
فیلم در واقع غزل خداحافظی سینمای متعهدانه و هنری با جامعه است و سلام و دوردی بر فیلم های لمپنی و فارسی و سرگرم کننده.
بیضایی با دید خود با صدای بلند اعلام کرده است که : من اعلام خطر می کنم. مردم، مسئولین...
دید استراتژیک ما در معرض خطر است. اگر سینما را به معنای یکی از بارزترین و گسترده ترین نشانه های یک فرهنگ بدانیم. با این دید کنونی در یک گستره بلند مدت 10 ساله فرهنگ ما دست خوش طوفان های جدی خواهد بود که نمود آن در سینما اتفاق افتاده است .مقایسه کنید، کشور هند و پاکستان را . پاکستان همسایه ما، الفبایی نزدیک ما ، زبانی از آن نزدیکتر و دانشمندانی که به ایران عشق می ورزیدند و مهمتر آنکه هم دین ما. اما مردم و نخبگان ما چه مقدار این کشور را می شناسند.
بر عکس آن هند است که هیچکدام از آن آیتم هایی که برای پاکستان ذکر کردم در آن موجود نمی باشد. اما هم مردم و هم نخبگان ما غرابت بیشتری با هند دارند.به نظر من یکی از مهمترین دلایل آن است که صنعت سینمای قوی تری نصبت به پاکستان دارد. چرا که امروزه ادبیات و زبان که در گذشته به صورت شعر به دیگر کشورها صادر می شد، سینما این نقش را بر عهده گرفته است و البته کارکرد های مهم دیگری را نیز همچون ، معرفی کشور و فرهنگ و تکنولوژی و... را می توان بر آن اضافه کرد.
مدتها بود که موسیقی درویشی را نشنیده بودیم. بازگشت او را به عرصه هنر گرامی باید داشت.

باشد که از خواب برخیزیم.
لینک های مرتبط: