برشهایی از تفت آن ( تکه هایی از گزارش برنامه تفتان) 9
با دوستان در مورد این واقعه (قاچاق انسان و پناهندگان غیر قانونی)صحبت می کردیم. دوستی گفت من با 110 تماس گرفتم و این موضوع را اطلاع دادم چرا که آنان جنایت می کنند ، مالیات نمی پردازند ، در ایران هیچ مدرک شناسایی ندارند و ... این یک دید است که دیدی قانونی است و البته کاملاً بجا.
اما دید دیگری را هم در اتوبوس دیدم:
معمولاً این اتوبوس های جدید یک مالک دارد و یک راننده .ماشین ما هم از همین نوع بود.یعنی راننده برای مالک کار می کرد.
مالک ماشین جوانی 23 -24 ساله به نظر می رسید و زابلی بود ، همین که پژوی مورد بحث ما با سرعت از اتوبوس سبقت گرفت، گفت: خدا پشت و پناهشان، !!!!
چرا ؟
:به این خاطر که به سرنوشت آن 8 نفر دچار نشوند، چرا که زنده بمانند!!!
من این دیدگاه را که حاکم بر منش انسانیت است بیشتر می پسندم.
زندگی
در خیال
توهم
قلوه سنگ
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ساعت توسط سهیل
|