وقتی که خانه خودمان نباشم و خانه فامیل و دوست و آشنا، تفاوت عمیقی را اداراک میکنم.

در خانه ما تقریباً هیچ گاه تلویزیون به معنای آنتن های این وری یا آن طرفی روشن نیست. فقط اگر قرار باشد فیلم یا سریالی که خودمان انتخاب و آن را تهیه کرده باشیم روشن میشود.

 به همین دلیل هم در معرض تبلیغ و تبلیغات موافق یا مخالف، نیستیم. در ماشین هم رادیو حضور کم رنگی دارد. بیشتر پادکست است که بازیگر اصلی این میدان است، یا سکوت داخل ماشین برای ما رقاصی میکند.

به همین دلیل از مشتریان پر و پا قرص اپلیکیشن کَست‌باکس هستم. گاهی مجبورم با فیلتر شکن باز کنم و صبح ها بی فیلتر شکن اما باز میشود.

باری

وقتی که در معرض، چه موافق، چه مخالف نباشی، گویی از ابعاد و حجم آنچه که نیست، اما رسانه الغا میکند، تلاش می‌کند تا نشان دهد، هست فاصله گرفته ای. 

آن بزرگی و قدرت و عظمتی که رسانه صوتی و تصویری چه در جهت موافق و چه در جهت مخالف در حال نشان دادن آن هست، برای تو شکلی منطقی پیدا میکند. تا حدودی واقعی تر، نه خیلی بزرگتر و نه کوچکتر. همان قدر با آن« چیز» مواجه می‌شوی که نیاز به آن داری.

و پیشنهاد دارم این نوع را هم امتحان کنید. تلویزیون و رادیو را خاموش کنید. ماهواره را هم و هر گاه نیازی به فیلمی و سریالی داشتید آن را تهیه کنید. عضو هیچ شبکه خانگی نباشید که به خاطر آن مجبور به روشن بودن تلویزیون شوید.

برای دانستن اخبار و دور نبودن از ابعاد آن و اثر گذاری احتمالی آن بر زندگی، همین اخبار نوشتاری که در خبرگزاری های تلگرامی می آید کافیست.

 باری

شماره جدید پادکست طنز پردازی را گوش میدادم که رسید به ترانه ای که سال پیش بسیار گوش میدادم. به گونه ای که تمام اقوام و خویشان مرا در شب یلدا با این ترانه در حافظه خود ذخیره کرده بودند.

در دل پر از سروچمانم بودم. آن روزها البته سرو‌چمانم نبود و در آن شبها با آن ترانه یاد او میافتادم که آن زمان ازم دور بود و این روزها نزدیک ترین. وقتی که شعر ترانه پیرامون صورت گرد محبوب می‌گفت یاد اولین باری می افتادم که صورت گردش نظرم را جلب کرد. زیر درخت کهنسالی نشسته بود و رفته بودم از چشمه آب بیاورم. همین که آمدم روبرویش بنشینم و صبحانه بخوریم، آفتاب نیز طلوع کرد و او و آفتاب در یک جهت در مقابل چشمانم قرار گرفتند. اسکارف دوچرخه سواری بر سر کشیده بود و در تشعشع آفتاب در اصطلاح عکاسی ضد نور شده بود. اما این ضد نوری باعث شده بود گِردی سر و صورتش نمایان شود.

حیرت زده از این زیبایی و گردی شدم و او را تا چند وقت دخترِ نپالی *صدا میکردم.

 نتیجه:

۱. قسمت جدید پادکست طنز پردازی را گوش کنید.

۲. قدرتها، به کمک رسانه ها هستند که ابعاد خود را بسیار بزرگتر از آنچه هستند، تصویر میکنند. با ندیدن تلویزیون و رادیو و ماهواره، این امکان را از آنها بگیریم.

 

به* نظرم تلفیق کوه و دختر نپالی ( هندی) گِرد ترین صورت هاست

 

@parrchenan