لجاجت
اعتراض:
بچه که بودیم و به صورت خانوادگی به رستورانی میرفتیم، معمولا حاجی بابا( پدر بزرگم) به صاحب رستوران معترض میشد که دستمال کاغذی نیست، یا قاشق کثیف است و از این قبیل.
آن زمانها حسی از ترس داشتم سر این اعتراض ها، اما اکنون معتقدم راه درست همان رفتار حاجی بابا بود.
هوای سرد وادارم میکند دستشویی بروم. تقریباً بازار توالت ندارد و در نتیجه همه فشار بر روی دوش سرویس بهداشتی های مساجد است. خصوصا که خیلی از مساجد کوچک بازار فاقد آن هستند و تنها وضو خانه دارند.
وارد سرویس بهداشتی مسجد جامع بازار شدم، بسیاری از چشمههای آن، عفن سرازیر بود.
رفتم به فردی که پشت میز ابتدا راهرو سرویس بهداشتی نشسته بودم معترض شدم که مگه مسلمان نیستی؟ پاکی و ناپاکی، نجاست، نمیدانی؟ عفن سرویسها را گرفته است. اشاره کرد به کارت خوان روی میز و گفت اول دوهزار تومان بکش!
دو هزار تومان هزینه دستشویی در سرویس بهداشتی متعفن را کشیدم و رفتن دنبال هیئت امنا مسجد.
لازم به ذکر است که در همان سرویس بهداشتی کلی جا را به عنوان انبار به دکان داران اجاره می دهند و در واقع مسئول سرویس ها، نگهبان انبار هم هست.
افرادی در دفتر مسجد بودن به آنها معترض شدم. یکی از آنها موبایل خود را در آورد و گفت میخواهی عکس سرویس ها را نشان بدهم، مردم چون لجشان میگیرد که پول میدهند، ماسک های خود را داخل سرویس می اندازند و چاه میگیرد.
در این جمله و کلید واژه لجاجت، کلی مفاهیم جامعهشناسی، خفته است.
پی نوشت:
۱.همچنان از طریق رسیدگی به امور مساجد پیگیر این موضوع هستم و اگر به نتایجی رسید آن را با شما در میان خواهم نهاد.
۲.اعتراض ساختار مند و درون سیستمی و با استفاده از امکانات قانونی موجود را برای رسیدن به جامعه ای بهتر توصیه میکنم.
۳. و چیزی که پندارم را همچنان درگیر کرده است. لجاجت هم آیا نوعی اعتراض است؟ و اگر نتیجه بخش باشد، میتواند محلی از اعراب باشد؟
https://t.me/parrchenan