گرم گفتگو هستیم و سخن ها سمت سیاست میل کرده است، بعد از دقایقی هر دو از آینده سرزمین نا امید و تا مطمئن به جمع بندی می‌رسیم تقریباً هر دو در طول سالها، سایت ها و تحلیل ها را دنبال کرده ایم. دستی بر آتش در دوران دانشجویی داشته ایم و معمولاً اسیر و ابزار رسانه نبوده ایم.

 تکه کلامی از دوستی را ذکر می‌کنم: خاتمی ما را گول زد. وگرنه اگر می‌دانستیم سیستم اینگونه می‌شود و است با این کشتی‌بان و سیاست مداران، مهاجرت میکردیم قبل از اینکه ریشه دوانده باشیم.

همسرش شنونده سخن بود رو کرد به من و سرو‌چمان گفت بچه دار نشید!!

مادر دو فرزند است و آینده ای که برای آنها تصویر می‌کرد او را به این پند و اندرز کشاند.

شما هم دل نگرانی یک مادر را از آینده ای نامطمئن حس کردید؟ عدم امنیت روانی و فکری و پنداری مادری را از این سخن شنیدید؟

با خودم گفتگو را مرور کردم و نتیجه ای غیر سیاسی از آن در آوردم. اینکه یک پارادایم و باور در مجموعه های کلان و در طول سالها زمان شکل می‌گیرد. باور یا پارادایم و شیفت های پارادایمی را اگر بخواهم تعبیر کنم چیزی شبیه شراب یا سرکه است که انگور شیرین در طول فرایند زمانی به مُسکر یا ترش مبدل میشود.

 اینکه هزاری بیایی قانون بگذاری، کاندوم و وسایل پیشگیری را محدود کنی و نایاب و مخفی، یا در تحلیل های ساده به اقتصاد و مناسبات اقتصادی آن را تقلیل دهی، گم کردن صورت مسئله است. پارادایم فرزند آوری یا فرزند ناآوری از مجموعه بسیار کلان تر شکل می‌گیرد و تغذیه میکند. حتی محتوای کتب درسی و نگرش والدین احتمالی در پذیرفتن یک پارادایم مهم میشود. این که بی اندیشد در نبود و مرگ احتمالی والد، چه بر سر کودک آینده اش می آید و اقدامات حمایتی دولتی چه می‌تواند باشد، مهم میشود. و هزاران سیؤال دیگر.

در سرزمینی که فایل صوتی تصریح شده و تصدیق شده به اصالت حرف از فساد۸.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ دارد و روحانیون آن به جمله ای از سخن حاشیه ای نویسنده‌ی یک فیلم متوسط پرداخته و وا مصیبتا میکنند، باور و پارادایم فرزندآوری شکل نمی‌گیرد. 

 پارادایم ها اینگونه خُرد خُرد شِکل می‌گیرند و تقویت می‌شوند و یا بلعکس.

نتیجه گیری:

به پارادایم هایمان اهمیت دهیم و متناسب با آن اقدام کنیم، نه حرف مردم، نه اجبار دولت، نه چون طبیعت این است نه چون حالا شد شد نشد...

پی نوشت:

 امیدوارم تعداد صفر های هشت هزار میلیارد تومان را درست نوشته باشم.

پی نوشت دو

پارادایم لغتی است که در انگلیسی آن معنا و مراد بیشتری حاصل می‌شود و واژه باور آن بار معنایی را حمل نمیکند

 

@parrchenan