فیلم فروپاشی حلقه شکسته
فیلم فروپاشی حلقه شکسته:
فیلم خوبی است. روایت جالب و متفاوتی برای قصه دارد و مثل پازل قطعات مختلف فیلم را به هم میچسباند.
فیلم درباره معنا زندگی است. دو بُعد از باور و معنا را روبروی هم قرار میدهد. باورمندی به معنا زندگی، ساختن قصه ها و صد البته باور کردن همان قصه ها و نگاه تقدیر گرانه و یا یک آتئیست( بیخدا) بودن و جائل معنا شدن از طریق خلاقیت و هنر، معناهای کوچک زندگی را ساختن، به کمک آهنگری، به کمک موسیقی، به کمک سک.س، عشق و... تا حدودی معنا کوچک دم دستی ساختن برای تنفس هر لحظه.
فیلم اشاره به یک درگیری بسیار قدیمی فلسفه دارد:
اصالت ماده یا اصالت ایده؟
سئوالی که
این دو را در تقابل هم قرار میدهد. اینکه کدام یک امکان تاب آوری انسانی را در این عصر ممکن میکند؟
معمولاً هنرمندان، دین ورزان، از اصالت ایده سخن میگویند و در این فیلم ما با دو هنرمند روبرو هستیم که یکی بر عکس بقیه هنرمنداض به اصالت ایده باور ندارد.
فیلم هلندی_ بلژیکی است و هلند از سنت تاریخی تشکیل این کشور تا به اکنون مرکز و مروج بی خدایی بوده است. از جدایی از کاتولیک و گرویدن به پروتستانیزم تا به اکنون که گویا بی خدایان آن از باخدایانش طبق آمار رسمی بسی افزون تر است.
این که ما در کدام مکتب نفس بکشیم و کدام یک برای ما، برای انسان این عصر مفید است و تاب آوری بر او میبخشد را به چالش میکشد.
موضوع فیلم تاب آوری است، تاب آوری دنیا، تاب آوری زندگی.
ما اینجا با دو هنرمند روبرو هستیم.
هنرمند اولی زندگی اش را در تَنَش به هنرمندی، عریان و عیان کرده است. قصه ها را میسازد و باور میکند و به اصالت ایده باورمند است. اما این باورمندی نه تنها او را نجات نمیدهد بل، او را به سمت مرگ رهنمون و هدایت میکند. یَهُوَه، آن ایده و تصویری است که ساخته و باورش کرده اما به کمک فرزند و خودش نمی آید و سر بر چاه نیستی میگذارد تا در دنیای ایده ها مادر و فرزند با هم مجموع گردند. و میشکند حلقه ای که زندگی نام داشت و بر تن خود کشیده بود
اما هنرمند دومی که مادی باور است و به علم معتقد، به کمک همان چیزهای دم دستی، که گویا برجسته ترین حالت آن هنر و موسیقی است، از دل هر مرگی، زایشی میسازد تا به قول فرهاد: با اینا زمستون رو سر میکند.
او نیز معترض است اما نه به یهوه بل به سیاستمدارانی که گسترش دانش را فدای ایده کرده و میکنند.
سخنرانی اعتراضی مرد در اعتراض به یهوه و سیاست مداران را شاید بشود تاریخ سیصد سال خونین هلند و جنگ های مسیحیت دانست. سخنرانی از جنس اسیپنوزا.
این فیلم را به دوستداران فلسفه پیشنهاد میدهم.
چنانچه این فیلم را دیده و علاقمند به فهمیدن و درک بیشتر از مفهوم اصالت ماده یا اصالت ایده بودید، در کامنت ها اعلام کرده تا رشته سخنرانی ساده و فهم پذیری از آن را قرار دهم.
@parrchenan