برائت
پیک آخرین کرونا در حال عبور است و اینبار بدنم به آن واکنش خاصی نشان نداد. در پیک های قبلی معمولاً بدنم چند روز درگیر میشد و محنتی بر آن عارض. اوایل کرونا بعد از آنکه در اداره زیر بار به قول مدیران، فرمان نرفته و بنا به اظهارات نافرمانی کردم، از اورژانس جدا و در نهایت به روستایی تبعید شدم. اما برعکس پیک های قبلی بدنم توانست به راحتی با امیکرون کنار آید. از دوستان و همکاران قبلی که در مراکز نگهداری و کارهای پر استرس هستند پرس و جوی میکنم، اظهار میکنند اینبار نیز سخت به امیکرون مبتلا شدند علی رغم آنکه واکسن را در همان روزهای اولی باز یادآوری کرده بودند. مرحوم حمید( همکار و دوست بسیار عزیز و مرحومم) نیز که دچار سکته مغزی شد دو هفته قبلش این بیماری را گرفته بود، چند همکار مراکز نگهداری نیز با این بیماری اسیر چنگال مرگ شدند.
حال با این مقدمه سراغ متن میروم. معتقدم فشار و استرس، سیستم ایمنی بدن را دچار نقصان میکند و احتمال آسیب و مرگ را افزون.
اوایل کرونا بود که اعلام شد کارمندان دولت یک سوم شده اند، اما با کمال تعجب گفتند شامل حال ما در آن زمان نمیشد. من زیر بار این حرف زور نرفته و آن چند هفته را یک سوم رفتم. تهدید به اخراج شدم، اما به آن منش ادامه دادم، تا پس از دوسال از آن تهدید و اولدرم های فرماندهان( مدیران) که هر سخن خود را فرمان میدانند و هر عدم پذیرش را نافرمانی، حکم داوری پیرامون کُنش آن برهه زمانی ام از تخلفات اداری آمد:
برائت.
بعد از مشاهده حکم، از خودم راضی بودم سیستم بروکراتیک طراحی شده اجازه دیکتاتوری را به مدیرانی که ادعای فرمانداری دارند را نمیدهد. این نکته مهمی است که سیستم به گونه ای طراحی شده باشد که حتی حکم اخراج نیازمند ضابطه و قانون باشد و از آن مهمتر، آن که افراد و کارمندان به این موارد آگاه. معتقدم بسیاری از مشکلات سرزمین ما نا آگاهی به این فرایند های قانونی است و دقیقا مدیران دیکتاتور و نابلد که خواهان زیر دستان بله گو قربان اند سیستم را به سمتی چرخانده اند که کارمندان به شکل شرکتی و خرید خدمت باشند تا به راحتی گره های شخصیتی خود را در کار پیاده و فرمان ( و نه مدیریت)برانند و دیگران را فرمانبردار ببینند.
معتقدم برای حصول به جامعه مدنی تقویت سیستم بروکراتیک و حذف کردن خرید خدمت بهتر است باشد، ضمن آنکه فرد فرد ما شهروندان نیازمند آگاهی از قواعد و قوانین و مقررات موجود هستیم، تا مدیران کارنابلد اما خود شیفته به سمت مفهوم فرماندار، فرمانبردار، نافرمان و صفتی که بر من بستند، یاغی، کشیده نشوند( در واقع با آگاهی از حقوق خود به این افراد ( مدیران کار نابلد) نیز کمک کرده تا شخصیت والایی که میتوانند داشته باشند را به دست آورند)
باری
از صبح تا نه شب ساعتها راه رفته و کار کرده بودم. بار یک وانت که برای دکان از بازارخرید کرده بودم را در زیر باران به تنهایی خالی کرده بودم.
تازه قرار بود سرپایین خیابان ولیعصر را برکابم و به سروچمانم و ماشین در حال رانندگی اش خود را برسانم. باران شدیدی شروع به باریدن کرد، پس منصرف شدم و سر بالایی خیابان ولیعصر و سمت منزل را هدف گرفتم تا هم بدنم گرم شود، هم سرعتم کم باشد و باد کمتری بخورم و لباس های خیسم یخ نشود. خستگی کل روز را میشد با نئشگی حکم برائتی که گرفته بودم شست و برد. زیر باران تندی میرکابیدم و هوا تمیز و پاک بود. نزدیک های پارک ملت، یک آن پیچ زین دوچرخه شکست و دوچرخه بدون زین شد.
چند ثانیه مبهوت بودم این چه اتفاقی است؟ یعنی حالا باید ادامه مسیر را دوچرخه بدست بروم و نیمه های شب به منزل برسم؟!
اما پا پس نکشیدم و سست عنصری نکردم، پا به رکاب شده و اسپرینت کردم. این روشی است که ایستاده بر روی رکاب باشی و رکابان شوی. مسیر سربالایی تا تجریش.
چالش خوبی بود، یادآوری کرد که مهمترین چیز و سرمایه، سلامتی و آمادگی جسمانی ام است که افق ها دیگر زندگی و آرامش و خوشبختی و رضایت از پس آن محقق میشود.
پیشنهاد:
به دوچرخه سواران پیشنهاد دارم مسیر های چند کیلومتری برای خود تعریف کرده و سپس زین خود را از دوچرخه درآورید و خود را مجبور و مکلف به اسپرینت کنید. قدرت عضلات و ریه ها را تضمین میکند.
یی نوشت:
زمانی که مجرد بودم و تمایلی به ازدواج نیز نداشتم افرادی با من پیرامون ازدواج و ملاکهایم صحبت می میکردند، یکی از آنها همین اسپرینت بود، اینکه آن فرد، بتواند چندین کیلومتر در سربالایی به این صورت رکابان باشد. معمولاً ، پس از شنیدن این ملاک خاص، سکوت اختیار میکردند و صحبت به وضعیت جوی و آب و هوا میکشاندند و لابد در دل فحشی نثارم و به عقلم شک میکردند
پی نوشت دو:
وسایل مکانیکی که چند سال بصورت فشرده کار کرده اند نیاز به چک کردن بیشتری دارند.
https://t.me/parrchenan