جمعه شب مادربزرگم مهمان خانه ما بود و به اصرار او یوزارسیف را تماشا کردم. اتفاقاً آخرین قسمت آن بود و دل چسبترین آن ظاهراً.!!!!

در ابتدا نقد و سپس طنزی جدی پیرامون آن می نویسم.

اولین نقدی که به نظر من به آن وارد است همانی بود که دکتر حداد عادل بیان کرد.اسم یوسف که سالها در دلها و زبان ایرانیان بود را این فیلم تبدیل به کلمه نامتجانس یوزارسیف کرد، که البته به نظر من حالا حالا ها در زبانمان ماندگار خواهد بود.

دومین نقد:

اگر از کسی که با قرآن آشنایی دارد و یا حتی آشنایی مختصری داشته باشد ، پرسیده شود: جان کلام داستان حضرت یوسف قرآن را در یک جمله بگو ید ،چیست؟( شما می توانید همین سئوال را اکنون بر خود جواب دهید، کمی فکر کنبد).

حال اگر از همان کس این سئوال پرسیده شود که جان کلام داستان  سریال یوزارسیف چیست؟ او چه جوابی خواهد داد؟( لطفاً به این سئوال هم پاسخ دهید).

جواب سئوال اولی را از چند نفر که پیرامونم بودند پرسیدم و پاکدامنی حضرت یوسف را در قرآن جان کلام دانستند و لحظه ی فرار یوسف از دست زلیخاه را تاثیر گذارترین نمای داستان قرآنی آن دانستند.

اما جوابب سئوال دومی چیز دیگی بود. از دو همسری یوزارسیف بگیرید تا سفرهای استانی و نوع حکومت داری او جواب شنیدم. یعنی جان کلام سریال در دو موضوع خلاصه می شد. حکومت او و زندگی زناشویی اش.اما تقریباً کمتر کسی بود که جوابی را که از سئوال اولم و قرآن بود بگیرم.چرا؟

می توان به  این سئوال این گونه پاسخ داد که هدف قرآن از پرداختن به داستان، هدفی اخلاقی بوده است که مردمان ( بخصوص جوانان را)را به پاکدامنی در شرایط سخت رهنمون سازد و همه پرداخت داستان پیرامون نجابت و بزرگواری انسان ها و انسانیت باشد.

اما در سریال به دلیل آمیختگی  که دین و سیاست این چند ساله پیدا کرده است ،هدف تغییر پیدا می کند و سریال به جای هدفی اخلاقی هدفی سیاسی را در اولیت کار خود قرار می دهد. در نتیجه بزرگترین ضربه را به احسن القصص قرآن وارد می کند و سیل عظیم اس ام اس ها روانه بازار می شود.

سوم: که بی ارتباط با نقد اول نیست. در حافظه تاریخی ایرانیان یوسف عزیز مصر می شود و یعقوب مهجور او.

اما کور بودن یعقوب و فراق او آن گونه که در ادبیات ما حاکم است در نظر گرفته نمی شود.

قضیه دو زنی یوسف که آن همه روی آن فوکس شده است را هم می توان در همین نقد جای داد.

داستانی که بینندگان دیدند روح حاکم بر کتب عهد عتیق و جدید بود تا روحی قرآنی داشته باشد.

اما طنز جدی :

مادر بزرگ مهمان ما بود و من هم تماشا کنان یوسف و اهل و عیالش!!!!!!!!!!!!!( هی)

در نمایی که دو زن یوسف کنار هم خندان و خوشحال و در حال بگو بخند!!!!!!!!! تصویر شد. به مادر بزرگم گفتم: ما همیشه شنیده  بودیم هو ها با هم بد هستند اما این جا فرق می کنه .

مادر بزرگ که از ارداتمندان یوزارسیف بود گفت: یخ بورایی پیس دوزالدیبلر( اینجا را بد درست کردند).

اما خدایی ما که خودمون را کلی روشنفکر و منورالفکر و کلی از این حرفها می دونیم تو دلمون گفتیم بد هم نیست ها!!!!!!!!!( آخه کارگردان رضایت زندگی هر دوشن را خیلی زیبا و حرفه ای به تصویر کشیده بود. معلومه که یوسف عدالت را کاملاْ رعایت می کرده است) آدم زن نگیره نگیره یک دفعه ای دو نفری با هم بگیره.هم فال و هم تماشا. تازه می تونی کلی هم بر چسب روشنفکر ی بزنی که بله ما سه نفر با هم به تفاهم رسیدم و خیلی رازی هستیم. دو شب در میان ظرف می شوریم( هر شب یکی!!!!!!!!!) .همه جا با هم هستیم. لذت بیشتری از زندگی می بریم. الگوی ما هم  فیلم سر در میان ابرها است که پسر اصلی فیلم با دونفر زندگی می کند و هر 3 تا شون آنارشیست هستند و رزمنده جنگ. حالا اونها عقد و این حرفها نداشتند ما داشتیم( نمی گییم که الگو سریال یوزارسیف بوده که بی کلاسی داره. همون سر در میان ابرها خوبه)

 

البته اگر بخواهد شرایط این گونه بشود باید مقداری رسوم تغییر کند. یعنی پسر اول دو دختر را نشان می کند. بعد این دو دختر در یک پروسه 6 ماه باید رفیق بشوند و با هم مثل دو تا خواهر شوند( چرا که اگر غیر این باشد . زندگی پسره را زهر مار می کنند. خوب پسره هم که خر نیست زندگی گلش را به جهنم تبدیل کند).

بعد از این که این دو دختر به تفاهم کامل رسیدند. پسره می ره خواستگاری دو تاشون و بقیه ماجرا. ( فکر کنم چنین قضیه ای دو سال پیش در ایران اجرا شد )

سهیل پاشو صبح شده. چه خبره می خوابی؟

2. دل آدمی خون می شود وقتی که می بیند با بزرگان فرهنگ مملکت این گونه رفتار شده است.

اینجا