یکی از حسن های سفر با دوچرخه وجود توأمان دو عامل اصلی زندگی است.

 یکی فردیت و دومی جمع یا اجتماع.

در سربالایی ها، سختی ها، سرما، گرما تو مسئول خودت و دوچرخه خودت هستی، هر چقدر هم دیگر دوستانت بخواهند کمک رسان باشند در نهایت این تو هستی که رکاب خواهی زد، کسی نمی‌تواند تو را، دوچرخه تو را یدک بکشد و این تا حدودی مبتنی بر واقعیت زندگیست که امروزه آن را کم رنگ میبینم. در جامعه شهری مسیولین انتخاب های خود را کمتر می‌پذیریم. اگر مشکلی پیش آمد تلاش می‌کنیم دوپینگی آن را حل کنیم. به راحتی میتوانیم زیر میز فردیت خود زنیم و از آن شانه خالی کنیم. حال آنکه به واقع اینگونه نیست و اثرات دراز مدت این نوع تفکر بعد ها در زندگی فرد با یک رسوب زیاد، خود را نشان میدهد.

اما در سفر دوچرخه ، سفر به تو یادآوری می‌کند که تو در نهایت با دوچرخه ات تنها هستی و خودت از پس رکاب زنی آن بر خواهی آمد

 اما قسمت جمعی آن اینگونه است که با یک گروه هستی در خوردن، تا حدودی در استراحت کردن، در درست کردن غذا در انتخاب محل و نوع سکونت شبانه.

 در کمک هایی که از جمع میگیری به جمع می‌بخشی و این اجازه بزرگ شدن کاریکاتور وار فردانیت را به تو نمی‌دهد. اتفاقی که در جامعه امروز گریبان بسیاری از کسان را گرفته است.

 

https://t.me/parrchenan