بر این گمانم انسان موجودی است که دوست دارد ابراز کند و مورد ابراز قرار گیرد. محبت کند و مورد محبت دیگری قرار گیرد که این در تکامل انسانی ما به عنوان موجودی اجتماعی احتمالا باز میگردد به نوازش کردن و مورد نوازش واقع شدن.

 بسیاری از ما، بصورت گفتاری مورد محبت یا ابراز قرار می‌گیریم و یا دیگری را به صورت گفتاری همینگونه بیان میکنیم و کمتر این روش را به کردار انتقال میدهیم.

 مثلل برای کرداری کردن این موضوع میتواند این باشد: برای یار خود میوه پوست بگیری و سالاد میوه درست کنی، ظرف بشوری، چیزی که نیاز به تعمیر دارد و دوست دارد را سریع سرویس کنی و از این قبیل...

در سفر با دوچرخه ابراز کردن و مورد ابراز واقع شدن در راحت ترین مسیر خود قرار میگیرد و به آنی می‌تواند بصورت کردار در آید. در کمک ها، لطف ها ، تعارف ها. عمل کرده ها، سرعت آهسته کردن ها، سرعت تند کردن ها...

مثلا از یادآوری کرم ضد آفتاب تا مالیدن آن بر گَل و روی یار. دیدن پرنده ای و با دست نشان دادن آن جهت حظ بردن دیگری از مشاهده آن.

تعمیرات ریز و خرد و کلان دوچرخه یار، سبک کردن ریز و خرد بار او. چیدن چند شاخه گل صحرایی خودرو از کنار جاده و گل سر کردن کلاه یار و...

این شیوه سفر هر چند کوتاه و چندین روزه این امکان را فراهم میکند که مناسبت محبتی و مهری خود را با یار و دیگری ها، غنی تر کنی و امکان لذت بردن از لحظه حال یا درک لحظه حضور را بیشتر کسب کنی.

 

 

 وی نوشت: 

*واژه یار مترادف واژه هایی چون همسر، پارتنر، دوست دختر/ پسر است

** درک لحظه حضور به معنای اداراک کردن هر چه بیشتر و عمیق تر محیط پیرامون خود شخص حاضر در هر زمان از هر موقعیت است.

 

https://t.me/parrchenan