استرس:

 

من دو نوع استرس را درخودم کشف کرده ام، استرس آنی و فوری که به بهترین نحو از پس آن بر می‌آیم.

و دوم استرس طولانی مدت که متاسفانه از پس آن به نحو راضی کننده ای بر نمی آیم و حتی جسمم نیز متاسفانه درگیر آن می‌شود. پس معمولا تلاش میکنم در اتفاقات استرس زا مدت دار مشارکت نداشته باشم یا به سریعترین حالت ممکن آن را تمام کنم. اجازه بدهید با مثالی آن را توضیح دهم.

 در سفر در حال رانندگی هستم که به آنی در عین حرکت ماشین خاموش میشود. شلنگ بنزین ماشین پاره شده است، قبل از آن گمان داشتم اینگونه شود چرا که از روز قبل آلارم داده بود و اما بدلیل بسته بودن تعمیرگاه ها نتوانسته آن را تعمیر کنم. چون در پندارم گمانه زنی کرده بودم که اگر اینگونه شود چه اقداماتی کنم، توانستم ماشین را به صورت امنی در کنار جاده برسانم و پارک کنم.

 ظهر بود و دمای جاده کویری زیاد.

اول کار که کردم، این بود که رفتم یک جا پیدا کنم و دستشویی کنم. به این نتیجه رسیده ام پندارم با مثانه پر یا خالی خیلی فرق دارد و نتایج بسیار متفاوتی دارد. پس از آن به کمک ۱۱۸ یدک کش پیدا کرده وبا او به توافق رسیدم، سپس به جستجو در محل پارک ماشین پرداختم تا مکانی سایه دار جهت افراد داخل ماشین بیام و در چند ده متری، زیر پلی که جاده از آن عبور می‌کرد، مکان سایه دار را یافته و آنها را به آنجا انتقال دادم و خود در ماشین منتظر یدک کش ماندم. تفاوت دمای در بیابان با سایه و بی سایه بسیار است. و در نهایت یک تعمیرگاه باز و تعویض قطعه انجام شد.

این مدیریت نسبتا رضایت بخش بود و تجربه و درس بزرگی داشت که تا از قطعه مطمئن نشده ام اقدام به حرکت نکنم‌ یعنی اصولی ترین کار این بود که می‌گشتم و حتی سفر را یکروز به عقب می‌انداختم تا قطعه فروش و تعمیرگاه باز شود و ماشین تعمیر و سپس اقدام به سفر میکردم.

اما در استرس های بلند مدت اینگونه نیستم. دایم سناریوهای مختلف را بررسی میکنم با موضوع کلنجار می‌رود اگر کمبود داشته باشم و موکول به اتفاق دیگری باشد استرس آن چند برابر میشود تا جایی که حتی لازم به قرص پورانول میشوم تا ضربان قلبم را کنترل کنم.

با همه خستگی و دویدن ها، خواب شبانه ام دچار اختلال میشود و این همه از چند جهت است. یک آنکه پیمان و عهد برایم اهمیتی ویژه دارد و تلاش و جهد و کوشش دارم بدان پایبند باشم دوم آنکه معمولاً کمتر از دیگران کمک می‌گرفتم که اکنون این خصلت کمتر شده است.

 با همه این شرایط بهترین روش برایم این است که خود را در برنامه های استرس زای بلند مدت درگیر نکنم.

 

نتیجه‌گیری:

 استرس در زندگی را بسیار جدی بگیریم و برای مدیریت آن اقدام کنیم.

چنانچه شما راهکار ویژه ای برای خود داشتید لطفاً آن را شریک شوید

 

 پی نوشت:

مثلا من برای کنکور هیچ استرسی نداشتم اما برای گرفتن گواهینامه بسیار استرس داشتم. موضوعات مختلف برای آدم های مختلف استرس های متفاوتی دارد.

https://t.me/parrchenan