با همکار افغانم زاویه دید متفاوتی داریم. گویش بسیار زیبایی دارد و اهل کار و صادق است اما به گمانم،رگهای تفکر طالبانی نیز دارد. این را از کجا فهمیدم؟ هر روز صبح که همه در هین کار کردن مشغول شنیدن چشم انداز بامدادی هستیم در هنگام اخبار افغانستان بیشتر سمت و سوی طالب را می‌گیرد و نظر میدهد. این روزها که اخبار ممنوعیت کار کردن زنان افغان در سر سطر خبرهاست و در نتیجه بیشتر از افغانستان سخن رانده می‌شود او سمت دستور طالب ایستاده است.

باری در حال حرف زدن بودیم، اینکه چه خوب و چه عالی به زنان بدون روسری در سطح شهر عادت کردیم که این دوست افغان پرید وسط حرف ما که برو نیاوران، همه خیابان، زنان لخت هستند!!!

از نظر او و طالب و بسیاری از حاکمان سرزمین، زن بدون روسری لخت حساب می‌شود، لخت دیده می‌شود. این که پنداری ناشی از ایده و عقیده ای به واسطه زبان و کلمه ( واژه لخت) تو را وادار به مشاهده ای خلاف واقعیت، ( لخت دیدن) کند، پدیه ای پیچیده و ناشی از فعالیت های غریب و اعجاز برانگیز مغز انسان است.

پی نوشت: حتی « سر لخت » نگفت ها ، گفت لخت!!

نتیجه‌گیری:

ایده ها، عقاید، حتی بر مشاهده مستقیم ما اثر گذار است. چرا که پندارهای ما را تشکیل می‌دهد. برای رسیدن به مشاهده واقعی همانگونه که در واقعیت هست نیاز است پندارهای مان را تحت تاثیر عمیق ایده و عقیده ای قرار ندهیم.

https://t.me/parrchenan