خاله
پرچنان:
واژه خاله برای من نمادی از گرمی و میهربانیست. در کودکی ام تقریباً همیشه از آنها محبت دیده ام. به غیر از یک نفرشان، مجردی و سپس ازدواجشان را دیده ام و البته که خاله مجرد با خواهر زاده هایش چقدر محبت خرج میکند. خاله برای من مترادف با واژه محبت است.
این روزها که مواجهه سروچمان با خواهر زاده هایش را میبینم پرتاب میشوم کودکی خودم و خاله هایم.
تولد و هدیه تولد خاص هر خواهرزاده که متناسب با او توسط سروچمان تهیه شده بود بشدت بوی محبت میداد. عنصر محبت را چگونه میتوان از این عکس کشف کرد:
اینکه خلاقیت به خرج دهی، نو آوری منی متناسب با خلق و خوی هر خواهر زاده شخصیتی برای او بیآفرینی و از وقتت هزینه کنی.
نتیجهگیری:
مهربان بودن و محبت را در دو عنصر میتوان فهمید. هزینه زمانی کردن، نوآوری و خلاقیت به واسطه اویی که دوست دارید و البته هزینه مالی در نهایت.
سرو چمان کتاب مرگ ایوان ایلیچ را خوانده است و پیرامون آن گفتگو میکنیم. برداشت های خود از کتاب را میگوید... در یک قسمتی از گفته هایش هم نظر میشوم که لذت امروز را به فردا میفکن شاید که نباشی.
چند صباح قبل منزل آشنایی بودیم که عزیزشان را مدتی قبل از دست داده بودند. با توجه به آنکه مرا اهل کوه میدانستند، در سخن آمدند که آن مرحوم وسایلی برای این منظور داشت ، ببین به درد فرزندانش میخورد؟
و من با دیدن وسایل غرق در حیرت شدم. بهترین برندهای کوهنوردی و طبیعت گردی، وکیوم، باز نشده و نو بود که از کارتون خارج میشد و با من پنهانی دیالوگ میکرد:
اینکه آن مرحوم در برههای از زندگی تصمیم گرفته است به سمت و سوی طبیعت گردی و کوهنوردی میل کند اما دست مرگ او را از آن باز داشت.
همچنان وسایل با من حرف می زدند. لذت امروز، حال امروز به فردا میفکن و دوم و مهتر آنکه در همین لحظه که هستی لذت ببر. همین الان الان. در همین لحظه که مینویسم حتی. نه اینکه مثلا هفته قبل کوه رفته ام و برف و زمستان را دیده ام. فلان کار را قبلاً داشته ام. فلان ماشین و خانه را داشته ام. در واقع با فعل ماضی بدرود باش. اینکه در همین لحظه با چایی، با حالیکه مینویسم با ظرفی که میشورم حتی با دستشویی که میکنم، با فکری که برای نوشتن این جستار میکنم لذت ببرم که دستان مرگ قوی تر از آن چیزی است که گمان میکنیم. با خود می اندیشم اگر یک تار مو از انبوه موهایم کم شود چه غمی خواهم خورد؟ هیچ. حال اگر از هشت میلیارد انسان یک کم شود چه غمی چه چیزی یا چه کسی خواهد خورد؟
در واقع بهتر آن است که اثری مثبت در شیمی خون، دائم الوقت داشته باشیم.
مثالهایی برای رسیدن به مرز لذت حال زیاد است که اتفاقا باید بر شمرد تا این موضوع بر شخص آدمی بیشتر روشن شود.
خلاصه همه اینها یعنی هر دم با حافظ و خیام همنشین باشیم تا دم به دم یاد آور این موضوع باشند:
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
https://t.me/parrchenan