شأن
ملاک ما برای انتخاب چیست؟
به گمانم برای بسیاری از مردم قضاوت دیگران نسبت به انتخاب ماست که با تسامح به آن شأن خانوادگی گویند. همان چیزی که در فیلم برادران لیلا پسر حاج غلام پیرامون عروسی پر طمطراق پسرش گفت که شأن خانوادگی شأن اینگونه می طلبید.
ملاک های بعدی شاید تا حدودی عقلانی شوند و در قیمت و جنس و کیفیت خود را نشان دهد.
با این واژه شأن از همان زمان که در نوجوانی اول بار آن را شنیدم هم دل نشده ام تا به اکنون که بار تجربه زیسته ام افزون تر شده است.
اجازه دهید با یک مثال آن را توضیح دهم:
برای انتخاب خانه اگر شأن خانوادگی در وحله نخست برای فرد مهم باشد، قضاوت دیگری هاست که انتخاب او را رغم میزند و این انتخاب احتمالأ در مثال خرید خانه اینگونه خواهد بود که ترافیک، فاصله محل کار و منزل، امکان استفاده راحت تر از وسایل حمل و نقل عمومی و... را لحاظ نخواهد کرد.
ولی اگر انتخاب به سمت خردورزی و عقلانیت باشد آنگاه این آیتم ها مهم خواهد شد. این چند سال من چند آیتم دیگر برای انتخاب کشف کرده ام. اینکه خانه نزدیک به بوستانی باشد که شهره به ورزش کردن ساکنین محل دارد( این شهره مهم است). تا حدودی زیادی منطقه صاف یا فِلت باشد تا امکان بیشتری جهت دوچرخه سوار شدن فراهم شود.
امکان دوچرخه سواری یعنی امکان عبور از ترافیک، یعنی آنکه فرزندت احتمالاً به واسطه رکابان شدن اضافه وزن پیدا نکند و در کودکی آداب ورزیدن را بی آموزد و...
به حمل و نقل عمومی نزدیک باشد تا مجبور نباشی با وسیله شخصی به غول ترافیک بزنی.
در واقع ما در مثال بالا و جنبه انتخاب نیاز به آسایش داریم و اینکه معیار آسیایش را کشف کنیم و عیاری چون سرمایه گذاری در سالهای بعد یا مبلغ هر متراژ نباشد. عیارمان این خط فرضی ارتفاع ( بخصوص در تهران) نباشد ولی در باور عموم این شده است که هر چه ارتفاع بالاتر یعنی آسایش بهتر و چون پندار عموم به این سمت رفته کوهپایه ها تبدیل به شهر شده اند. معیار شیب را از دست داده اند. یک پیادرو ساده برای عبور عابر ندارند و با این حال چون پندار هر چه ارتفاع بالاتر خانه بهتر در عموم مردم شکل گرفته است مناطق کوهپایه ای تقاضای بیشتری دارند و در نتیجه مبلغ های بسیار بیشتری بها دارند.
واقعا برای ما پیاده رو داشتن یک خانه چقدر در انتخابمان موثر است؟ این که بتوانیم پنجره را باز بگذاریم تا جریان هوای طبیعی ورود خروج کند چه؟ ( بسیاری از خانهبرج های گران قیمت بخصوص در مناطق دو و غربی جنب اتوبان ها ساخته شده اند)
و چند پرسش و فرضیه در پندارم شکل گرفته است
آیا شیب خانه و اضافه وزن کودکان آن محل رابطه دارد؟.فرضیه ام اینکونه است که به دلیل شیب دوچرخه بازی و پیاده روی و رفتار بچه محلی کمتر صورت میپذیرد و کودکان این نوع محلات بیشتر به سمت گیم و بازی های جمعی آنلاین سمت و سو میگیرند تا مثلا گل کوچیک)
آیا عدم وجود پیاده رو امکان آسیب و تصادف بیشتر با اتومبیلهای عبوری را برای ساکنین بیشتر میکند؟
آیا شیب تند خیابان امکان افتادن و سُر خوردن و آسیب دیدن ساکنین را بیشتر میکند؟ و در نتیجه شوق کمتری برای پیاده روی برای ساکنین چنین محلاتی بوجود می آید.(فرضیه)
بار ترافیک در کدام منطق مسکونی تهران در ساعت بیشتری از روز بیشتر است؟
نتیجهگیری:
انتخاب ها و سبک زندگی خود را خردمندانه زیست کنیم و از واژه هایی چون شأن که منِیت آدم را فربه میکند فاصله بگیریم .
https://t.me/parrchenan