تشنه زندگی
در این جستار تا حدودی تلاش خواهم کرد صراحت لهجه داشته باشم و با این پرسش از خود شروع میکنم:
آیا ما تشنه زندگی هستیم؟
واقعا این پرسش را از خود کنیم و بدان پاسخ دهیم.
اما شاید پاسخ دادن به آن سخت باشد و آیتم( جایگزین فارسی در خوری برای این واژه نیافتم) مثبت و منفی آن را نیابیم. اگر خورد و خوراک و پاسخ دادن به نیازهای طبیعی بدن را ملاک قرار دهیم تقریباً همه بدان پاسخ آری خواهند گفت چرا که امتناع از زیستن در نه گفتن به همین نیازهاست و در مدت زمانی کوتاه فرد را از پا درآورده و از زیستن ساقط.
به گمانم یکی از آیتم ها غُر است. اینکه ما در زندگی روزانه، در مواجهه با دیگری ها، مشاهده چیزها، چه مقدار غُر میزنیم؟ این غر میتواند بوق کشدار ماشین بر راننده ای خلاف کار باشد. میتواند این همانی سازی ها باشد( این هم که همونه). میتواند امتناع از مشارکت باشد. این که به بهانه ترافیک، خستگی ، مشغله کاری، بی حوصلگی از حضور در کلاس های آموزشی، میز گردهای عمومی که بخصوص بخش غیر دولتی و مدنی پایه ریزی کرده اند امتناع کنیم. از عدم عضویت در کتابخانه محله حتی.
این که حواسمان به اضافه وزن ، به کبد چرب به ریه کم حجم به عضلات لاغر به بدنه فربه شده، نباشد و در اولویت قرار نگیرد.
این که رنج های جسمی روانی فرهنگی سیاسی اقتصادی که میبینم و میشنویم بر ما غلبه کنند و در آنها بمانیم و زیست کنیم یا در واقع دست و پا زنیم.
به گمانم تشنه زیستن با واژه تلاش هم داستان است. اینکه از تلاش کردن دائم، تلاش کردن در هر لحظه تلاش دم به دم باز مانیم. تلاش فکری ، تلاش پنداری، تلاش قلمی، تلاش جسمی، تلاش عملی، تلاش فردی، تلاش جمعی، تلاش ملی، تلاش جهانی، تلاش محیط زیستی باز مانیم.
حال پرسشی بنیانین تر میکنم:. آیا ما باید تشنه زندگی باشیم؟
پاسخم بلی است به یک دلیل چون هستیم و چون هستیم نیازمند این تلاشیم، مگر آنکه انتخاب به نههست بودن کنیم.
این شعر شاملو که ۶۴ سال پیش سروده مفهوم کلی این جستار را که با واژه تلاش بیان کردم، نُمود دارد
من فکر میکنم
هرگز نبوده قلب من
اینگونه
گرم و سُرخ
احساس میکنم
در بدترین دقایق این شامِ مرگزای
چندین هزار چشمهی خورشید
در دلم
میجوشد از یقین
احساس میکنم
در هر کنار و گوشهی این شورهزار یأس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
میروید از زمین
نتیجهگیری:
پس زنده باد زیستن، زندگی، دیدن و رفتن به فیلم و تاتر، غنیمت شماری تعطیلات برای سفر ( حتی درون شهری با مترو و بی آرتی و کم هزینه)، زنده باد ورزش روزانه ، رکاب زدن شهری، مراجعه به هنگام به دندانپزشک، تست و آزمایش سلامتی سالانه، حضور در کلاس های آموزشی، بودن در تجربه های نو. حضور در میزگردهای مدنی، تجربه هر روزه فضای سبز محله و...
زنده باد غر نزدن به والدین ، پدر و مادر، کشور ، حاکمیت، فرهنگ مردم، سرعت اینترنت، به فرزند، به مهاجر و مهاجرت و ...
https://t.me/parrchenan