ساعت جلو کشیدن
خیلی ها از جمله خودم از این که ساعتها جلو کشیده نشد اما ساعات کاری اداری دو ساعت جلو کشیده شد متعجبیم.
این روزها که ساعت شش در گرمای آفتاب میدوم و خیس عرق میشوم نجوای درونم را نیشنوم که میگوید منِ قانع به خنک های صبحگاهی تابستان دلگرم بودم و میورزیدم، آن را هم این سیستم حرام کرد.
بلی از تعجبم میگفتم
اما ما نبایست متعجب میشدیم. چرا که ما با این سیستم کنار آمدیم همان زمان که ماشین مان را بیمه میکردیم که دیه آن بر اساس نفر شتر!! بود و هست ما به سیستم لبیک گفتیم. این ادامه همان است. فلسفه فکری اقتصادی اجتماعی این سیستم در همین موضوع خلاصه میشود. فلسفه ایل طایفه و شبانی کشاورزی که نمود آن را این روزها میبینم.
مفهوم توسعه در این سیستم امکان ظهور پیدا نمیکند چرا که در فلسفه این سیستم دنیا زندان مومن است و هر عاملی که باعث شود این دنیا راحت و خوش به نظر آید حرام میشود.
و نکته دیگر که به تازگی فهمیدم که با خدای دهه شصت، عصر سازندگی و مفهوم توسعه ارتباط دارد.
اول بار که این عمل یعنی ساعت جلو کشیدن اتفاق افتاد در دهه هفتاد و دولت سازندگی هاشمی بود که تلاش داشت مفهوم توسعه را جا بی اندازد.اما سیستم در تلاش است خدای دهه شصت را دوباره به عرصه ظهور بازگرداند. پس مجلس انقلابی تصویب میکند ساعت جلو کشیده نشود تا اضلاعی که خدای دهه شصت را آن زمان شکل داده بودند دوباره احیا شود.
ابلهی است اگر گمان بریم این کار بدون ایده و فلسفه بوده است. با این قانون و بخشنامه دو ساعت زودتر بر سر کار رفتن، عملا زیست شبانه مردم که رو به فزونی بود از بین میرود چرا که دهه شصت نیز زیست شبانه نداشتیم و ضلع دیگر نیز تکمیل میشود.
فردی که پنج صبح بیدار بوده و تا نزدیک ساعت سه مشغول و با حجم ترافیک پنج عصر به منزل بازگردد امکان زیست شبانه ای نخواهد یافت.
بسیار افرادی که دوشغله هستند آنها نیز بدلیل کمبود استراحت شغل دوم خود را ترک خواهند کرد و اینگونه دولت جمعیت بیشتری را شاغل خواهد کرد ولی فقر عمومی گسترش بیشتری خواهد یافت و آیا این نه همان ضلع دیگر دهه شصت است؟
https://t.me/parrchenan