یک روز
آخر هفته تصمیم گرفتیم در خانه بمانیم و به کوه و دشت و صحرا نزنیم
صبحگاه طبق معمول پارک رفته تا ورزش کرده اما با صحنه جالبی مواجه شدیم
یک گروه از زنان و مردان با مربی های مشترکی از مرد و زن با تند ترین آهنگ های میکس شده از خارجی و هندی و عربی و بندری و ترکی با خوانندگان از هر دو جنس و باندی با کیفیت و صدای بالا در حال ورزش و جست و خیز بودند.
پس ما هم به جمع آنها افزون شدیم.
برایم باور نکردنی بود در این نقطه از تهران که مذهبی ترین لایه ها و هیئت های مذهبی در آن حضور دارند این چنین فضایی را ببینم.
شاید این یکی از اثرات مثبت یگانه سازی سیاسی کشور باشد. به گمانم اگر شهرداری در طیف دیمر سیاسی بود مسیولین این پارک به صلابه کشیده شده بودند ( یعنی حتی فعل ماضی)
باری در مسیر برگشت به منزل که در جوار انبوهی از حسینه های اقوام گوناگون مقیم مرکز حتی لاهیجان!!! قرار دارد، یکی از این حسینه ها پایان دعای ندبه اش بود و زنان و مردان مسن سیاه پوش( زنان چادر سیاه و مردانی با رنگ های تیره) با رُخی محزون در حال خروج بودند.
در همین دو مشاهده پندار قیاس گرم شروع به کار کرد، رخ محزون و خنده های کش دار و عمیق، لباس های رنگارنگ و تیره، تحرک و جنبش و جست و خیز با سکون، انبوهی از هورمون های شادی آور و هورمونی متناسب با فضای حزن و گریه و این قیاس طولانی تر میشد
سپس از خود پرسشی مطرح کردم کدام سبک زندگی مناسب این روزگار است؟ به سخن علی ابن ابی طالب فرزند زمان خویش بودن در کدام سبک زندگی حضوری قوی تر دارد ؟
زمانی، سالها سال فلات ایران دست خوش جنگ و تعرض شمال و جنوب و غرب اش بود از اسکندر و حمله عرب و عثمانی بخیر تا حمله خز ها و ترکها و مغولان. پس این مردم نیازمند آن بودند در یک بده بستان سود و زیانی که در دایره ایده و انتزاعیات قرار میگرفت برای مقابله و احتمالأ از بین رفتن شخص و فدای جمعیت شدن آماده باشد
حال اما دنیا و ایده ها از لونی دگرند.فردانیت قوی تر شده.ایده ها و انتزاعی ها به فضاهای محدودتر خلاصه شده و زیستن اعتباری بیشتر دارد.
به گمانم خدای دهه شصت پر رنگ نخواهد شد مگر آنکه دوباره سبک زندگی که تحریر تاریخی شد دوباره کارکرد خود را بدست آورد. چگونه ؟ مثلا خطر چون محمود افغان!!!
باری بعد از آن در منزل بودیم و مربا و خیار شور و سیرسرکه انداختیم.
سروچمان زنگ زد از کهنه کارهای این رشته ( مادرم بپرسد) که پاسخ جالبی شنید: ارجاع داده بود به کتاب مستطاب آشپزی.
این هم برایم جالب بود وقتی در چیزی خبره باشی ارجاع به متن اصلی میدهی.
در مجموع با اینکه آخر هفته کوهی نبود اما به واسطه اینها که برشماردم روزی لذت بخش بود.
https://t.me/parrchenan